پرچمدار نینوا (تحلیلی از زندگانی حضرت عباس علیه السلام) صفحه 150

صفحه 150

عباس علیه السلام همچون افتادن آتش بر نیزار، به قلب لشکر دشمن حمله نموده بود، حضرت عباس علیه السلام مارد را موعظه کرد، ولی او که بسیار به خود مغرور بود، به نصایح عباس علیه السلام گوش نداد، بلکه به آن حضرت گفت: «به جوانی خود رحم کن، خود را به کشتن نده، و برای من (با این پیکر تنومند و شجاعت و نام بلند) ننگ است جوانی چون تو را بکشم.»

اندرزهای عباس علیه السلام در قلب تیره ی او اثر نکرد، او مهیای جنگ شد، حضرت عباس علیه السلام با یک حمله قهرمانانه، دست بر نیزه ی بلند «مارد» افکند و آن چنان آن را پیچ داد که از دست او بیرون آورد، و به طرف آسمان بلند کرد، و با صدای حیدری فریاد زد: «امیدوارم با نیزه ی خودت، تو را به دوزخ بیفکنم.»

آنگاه آن نیزه را در کمر اسب مارد فرو برد، اسب مارد مضطرب شد، مارد خود را بر زمین انداخت، با اینکه جمعی از دشمنان به کمک مارد آمدند، حضرت عباس علیه السلام همان دم نیزه را به گلوی مارد فرود آورد، که مارد بر زمین افتاد، و گوش تا گوش او بریده شد، و به هلاکت رسید، در این درگیری شدید گروه دیگری از دشمن نیز کشته شدند. (1) .

صفوان بن ابطح

قهرمان بی باک دیگری به نام «صفوان بن ابطح» سوار بر اسب از سپاه عمر سعد، نعره زنان خارج شد، او در سنگ اندازی و نیزه افکنی، مهارت عجیبی داشت، در حالی که رجز می خواند به


1- 164. اقتباس از الکبریت الاحمر، علامه بیرجندی، ص 387.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه