پرچمدار نینوا (تحلیلی از زندگانی حضرت عباس علیه السلام) صفحه 177

صفحه 177

و فریاد می زد: «ای برادر کجایی؟» ناگاه ذوالجناح ایستاد و قدم از قدم برنداشت، امام به زمین نگاه کرد، دست های بریده ی برادر را دید، پیاده شد، و دست های بریده را به صورت کشید و بوسید و گریست، و فرمود: «ای داد که برادرم کشته شد.»

امام از آنجا به راه خود ادامه داد، باز ناگاه اسب توقف کرد، امام به زمین نگاه نمود، مشک پاره ی برادر را دید، آه جانکاهی برکشید و گریه کرد. سپس به راه خود ادامه داد، تا کنار فرات آمد، ناگاه نگاهش به پیکر پاره پاره ی برادرش عباس علیه السلام افتاد، بی اختیار نعره ی جانسوز از دل برکشید و فرمود: «اکنون کمرم شکست، و چاره ام اندک شد.»

آنگاه به بالین برادر نشست و سر برادر را به سینه اش چسبانید، و به گونه ای گریه کرد که حتی دشمنان به گریه افتادند. خطاب به عباس علیه السلام فرمود:

جزاک الله خیرا یا اخی، لقد جاهدت فی الله حق جهاده؛

ای برادر! خداوند پاداش نیک به تو دهد، که به راستی در راه خدا جهاد کامل نمودی. (1) .

گریه ی جانسوز دو برادر، و راز گریه عباس

بعضی نقل کرده اند، وقتی که امام حسین علیه السلام به بالین عباس علیه السلام آمد، عباس علیه السلام لحظات آخر عمر را می پیمود. امام حسین علیه السلام روی


1- 199. تذکره الشهداء، ص 270.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه