بزرگ زنان صدر اسلام صفحه 100

صفحه 100

ای حـسین برای من کوه استواری بودی که به تو پناه می بردم و با رحمت و دیانت ما را همراهی می نمودی .

چـه کسی پناه یتیمان و نیازمندان خواهد بود که به او بی نیاز شوند و به چه کس پناه برند نیازمندان ؟

بـه خـدا قـسـم پـس از ازدواج با شما، همسر دیگری را نخواهم تا اینکه بین خاک و ماسه پنهان شوم .)

ایـن بـانـوی بـزرگـوار هـمـراه بـابـقیه اهل بیت مصائب کربلا و اسارت شام رابه شکلی نیکو تحمّل کرد و بعد از بازگشت به مدینه ، مجلس عزاداری امام حسین علیه السلام را بر پا کرد و تـا یـک سـال بـعـد از واقـعـه کـربـلا کـه حیات داشت همواره عزادار بود. بزرگان قریش از او خواستگاری کردند، ولی او جواب ردّ داد و گفت :

(بعد از رسول خدا صلی الله علیه کسی را پدر شوهر نگیرم .)

رباب در طول یک سال باقیمانده عمرش هیچ گاه در زیر سقف ننشست و پیوسته اشکبار بود. آن قدر اشک ریخت که چشمانش خشک شد. یکی از کنیزانش به او گفت :

(آرد بـدون سـبـوس ، اشـک را سـرازیـر مـی سـازد) رباب دستور تهیه آن را داد و گفت : (می خواهم قدرت بیشتری بر گریستن داشته باشم .)

سـرانـجـام یک سال پس از شهادت امام حسین علیه السلام دارفانی را وداع گفت و به مولای خود ملحق شد.

لیلا، مادر حضرت علی اکبر (ع)

لیلا دختر ابی مرّة بن عروة بن مسعود ثقفی بود. میمونه دختر ابوسفیان ، جده پدری لیلاست . میمونه با عروة بن مسعود ازدواج کرد و ابی مره پدر لیلا فرزند آنان بود و به همین جهت ، در روز عاشورا دشمن به علی اکبر گفت :

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه