بزرگ زنان صدر اسلام صفحه 122

صفحه 122

بـانـو فـاطـمـه نـیـز در بـلاغـت و سـخـنـوری هـمـچـون دیـگـر اهـل بـیـت سـرآمد عصر خویش بود. پس از خطبه عمه اش زینب علیهماالسلام در کوفه با صدای رسا فرمود:

سپاس برای خدا، سپاسی به شماره ریگها و سنگها و هموزن آنچه از روی زمین تا عرش اوست . او را حـمـد مـی کـنـم و بـه او ایـمان دارم و توکّلم به اوست . شهادت می دهم که خدا یکی است و شـریـکـی بـرای او نـیـست و محمد صلی اللّهُ عَلیهِ وَ الِه بنده و پیامبر اوست . گواهی میدهم که فرزندان او رادر کنار فرات سر بریدند، بی آنکه خونی از آنان طلبکار باشند و خونخواهی کـنـنـد. پـروردگـارا بـه تـو پـناه می برم از اینکه به ذات مقدس تو دروغ و افتراببندیم یا برخلاف آنچه به پیامبرت دستور فرمودی که : از مردم برای وصی خود علی بن ابی طالب بـیـعـت بـگـیـرد، سـخنی بگویم . همان علی بن ابی طالب که حقش را غصب کردند و او رابیگناه کـشـتـنـد چـنـان کـه دیـروز نـیـز گـروهـی کـه بـا زبـان مـسـلمـان و در دل کافر بودند، فرزند او را در کربلا شهید کردند. نابود باد قومی که در حیات و به وقت تـسـلیـم جـان بـر او سـتـمـهـا کـردنـد، تا اینکه تو او رابا مناقب ستوده و طبیعتی پاکیزه و با فـضـایل اخلاقی معروف و مناقب مشهور به جوار رحمت خود بردی . خداوندا تو می دانی که ملامت هیچ ملامتگری او را از عبودیت تو باز نداشت . تو او را در کودکی به اسلام رهنمون شدی و چون بـزرگ شـد مناقب او را ستودی . او همواره در راه تو و برای خوشنودی پیامبر تو، امت رانصیحت کـرد تـا آنـکه او را به سوی خود باز گرفتی ، او به دنیا بی اعتنا و به آخرت راغب بوده و در راه تـو هـمـواره بـا دشـمـنان مبارزه کرد. تو از او خوشنود شدی و او رابرگزیدی و به راه راست هدایت فرمودی . ای مردم کوفه ! ای اهل مکر و خدعه ! خداوند ما رابا شما آزمایش کرد و شما را بـا مـا. مـارابـه واسـطه این امتحان به نیکی ستود و فهم و علم خود را به امانت به ما سپرد. پـس مـا گـنجینه علم و فهم و حکمت او هستیم . ما در همه شهرها حجت خداوند در روی زمینیم . خداوند مـارا بـه کـرامـت خود بزرگ داشت و به واسطه محمد صلی اللّهُ علیه و اله بر بسیاری از خلق خـود بـرتـری داد. شـمـا مـا را تـکـذیـب و تـکـفـیـر کـردیـد، ریـخـتن خونمان رامباح و جنگ با مارا حـلال و غـارت اموالمان راجایز دانستید. گویا ما از اسیران ترکستان و کابلیم ! دیروز جد ما را کشتید و هنوز خون ما بر اثر کینه های دیرین شما از شمشیرهایتان می چکد و از بهتانی که بر خـدا بـسـتـیـد و خـدعـه و مـکـری کـه نـمـودیـد چـشـمـهـای شـمـا روشـن و دلهـای شـمـا خوشحال و شادمان است . ولی بدانید که خداوند بهترین مکر کنندگان است . شما از ریختن خون مـا و چـپـاول و غـارت امـوال مـا خـشـنـود نـباشید، چرا که این مصایب پیش از این در کتاب (الهی) نوشته شده و بر خداوند سهل و آسان است تا (با علم به اینکه این مصیبتها تقدیر خداوند است) بـر آنـچـه از دسـت داده ایـدمـلول و افسرده نشوید و از منافع و سودهایی که به شما داده است خشنود نباشید زیرا خداوند حیله گران و گردنکشان رادوست نمی دارد.

ای اهل کوفه هلاکت بر شما باد! منتظر لعنت و عذاب خداباشید که به همین زودی ، پی در پی از آسـمـان بـر شما وارد خواهد شد و شما را به کیفر کارهایتان معذّب خواهد نمود و بعضی از شما رابه دست بعضی دیگر مبتلا کرده و از شما انتقام خواهد کشید. آنگاه به سزای این ستمها که در حـق مـانـمـودیـد، روز قـیامت در آتش دردناک دوزخ همیشه و جاودان خواهید بود. هان که لعنت خدابر سـتـمـکـاران بـاد! وای بـر شماای کوفیان ! آیا می دانید با کدامین دست مارا نشان تیر و شمشیر ساختید و با کدام نفس به جنگ ما پرداختید و با کدام پا به جنگ ما گام نهادید؟ به خدا سوگند دلهـای شـمـا را قـساوت گرفته ، جگرهای شما سخت و خشن شده ، سینه هایتان از علم بی بهره مانده و چشم و گوشتان از کار افتاده است . ای اهل کوفه ! شیطان شما رافریب داد و از راه راست منحرف ساخت و پرده جهل ، مقابل دیدگان شما کشید، بگونه ای که دیگر هدایت نخواهید شد. ای اهل کوفه ! هلاکت بر شما باد! آیا می دانید کدام خون از پیامبر خدا به گردن شماست و او آن را از شـمـا طـلب خـواهـد کـرد؟ و نـیـز آن دشـمـنـیـهـایی که با برادرش علی بن ابی طالب (ع) و فرزندان و عترت او کردید و بعضی از شما به این جنایتها افتخار نیز نموده اند و می گویند: مـا عـلی (ع) و فـرزنـدان عـلی (ع) را بـا شـمـشـیرهای هندی و نیزه ها کشتیم و خاندانش را اسیر گرفتیم چونان اسیران ترک و آنها رابا سرنیزه ها زدیم چه زدنی !

سنگ و خاک بر دهانت ای کسی که به کشتن مردمانی که خداوند آنها را از هر آلودگی پاک داشته و پـاکـیـزه شـان گردانیده است ، افتخار می کنی . ای ناپاک ! دهان بربند و مانند سگ بر جای فـرو نـشـیـن ، چـنـان کـه پـدرت نـشـسـت . هـمانا برای هر کس کاری است که انجام داده و از پیش فـرسـتاده است . وای بر شما! آیا به ما بر چیزی که خداوند مارا به آن برتری داده است حسد می برید... ما را گناهی نیست جز اینکه دریای کرم ما روزگار را به خروش آورده است و دریای فـضـل شـمـا بـا دعـا نـیـز قـابـل مـکـیـدن نـیـسـت ! ایـن فـضـل خـداونـد اسـت و اوسـت صـاحـب فـضـل بـزرگ کـه بـه هـر کـس خـواهد عطا فرماید و کسی را که خداوند از نور خود بی بهره گرداند، پیوسته در تاریکی خواهد بود.)

سکینه دختر امام حسین (ع)

سکینه دختر امام حسین (ع) از بانوانی است که در کربلا حضور داشت و سپس همراه دیگر بانوان اهل بیت به اسارت رفت . نام او آمنه و نام مادرش رباب بود.

وی از زنـان بـزرگ اهـل بـیـت عـلیـهـم السـلام بـود. صـفـات کـمـال و خـصـال نـیـک و پـسـنـدیـده او شـهـرت داشـت . ایـمـانـش بـه مـرحـله کمال و اطمینان قلبی رسیده بود و لقب سکینه یادآور سکون و وقار اوست .(431)

الف ـ محو جمال سرمدی :

بـانـو سـکـیـنـه مـرواریـدی بـود که در صدف قداست پرورش یافت و گوهر جهان افروزی از خـزانـه ولایت بود. مربی او خامس آل عبا، سیدالشهداء (ع) بود. او با گوش جان تعالیم پدر را فـرا گـرفـت و در مـیـدان علم و عمل پیش تاخت تا به مرحله ای رسید که جز به عالم قدس و فناء فی الله توجه نداشت .

زهـد مـی ورزیـد و بـه عـبـادت حـق تـعـالی و مـنـاجـات و راز و نـیـاز بـا او مشغول و غرق در انوار جلال و جمال الهی بود. امام حسین (ع) درباره شاءن سکینه فرمود:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه