بزرگ زنان صدر اسلام صفحه 135

صفحه 135

در بـخـش چـهـارم بعضی از زنانی که در ایمان و محبت به امامان علیهم السلام ، الگو هستند مد نظر قرار می گیرند.

اولین شهید اسلام

کافران قریش برای مقابله با اسلام نقشه های فراوانی کشیدند که از جمله آنها آزار و شکنجه مـسـلمـانـان بـود؛ بـه ایـن امـیـد کـه آنـان دست از ایمان خود کشیده ، پیامبر راتنها گذارند. آنان مسلمانان را در حد مرگ شکنجه می کردند.

خـانواده یاسر، از جمله قربانیان این نقشه خطرناک بود، که ابتدا(سمیّه) و سپس (یاسر) ـ مادر و پدر عمار یاسر ـ در زیر شکنجه به شهادت رسیدند.

الف ـ نسیبه مازنیّه :

در جـنـگ احـد، چند زن از خود شهامتی نشان دادند که اسم آنها در تاریخ اسلام باقی مانده است . یـکـی از ایـن زنـان قـهـرمـان ، نـسـیـبـه مـازنـیـّه اسـت کـه شـرح حـال او را بـیـان مـی کـنـیم : نسیبه ، دختر کعب مازنی ، مشهور به امّ عمّاره ، از زنان شجاع عرب بـود. او از کـسـانـی بـود کـه قـبـل از هجرت به رسول خدا(ص) ایمان آورد. وی در بیعت عقبه ، شرکت کرد و با پیامبر بیعت نمود.

ایـن بـانـو بـه خـاطر جراءت و شجاعتی که داشت ، در تعداد زیادی از جنگها شرکت داشت که از جـمله آنها جنگ احد، حدیبیّه ، خیبر، عمرة القضا و حنین بود و از شیر زنان میدان کارزار به شمار میرفت .

در جـنـگ احـد، امـتـحان بسیار خوبی داد. او برای آب دادن به مجاهدان ، همراه با سربازان اسلام بـه مـعـرکـه احـد آمـد. وقـتـی کـه جـنـگ بـه نـفـع مـشـرکـان شـعـله ور شـد، رسول خدا در معرض خطر قرار گرفت . نسیبه ، مشک رابه کناری انداخت ، و به دفاع از پیامبر پـرداخـت . او شـمـشـیـر مـیـزد و تـیـر مـی انـداخـت . عـبـدالله بـن قـمـئه ، بـرای کـشـتـن رسول خدا پیش می تاخت و فریاد می زد: (محمد کجاست ؟ زنده نمانم اگر او را زنده بگذارم !) نـسـیـبـه و مـصـعب بن عمیر، سر راه را بر او گرفتند. در این گیرودار، عبدالله ضربه ای بر شـانـه نـسـیـبه زد که تا سالها بعد جای آن گود مانده بود. در روز احد، دوازده زخم (از نیزه و شـمـشـیـر) بـر بـدن او وارد شـد. شـوهـر و دو پـسـر نـسـیـبـه ، در ایـن جـنگ ، پایدار مانده و از رسول خدا دفاع کردند.

وقـتـی کـه مـسلمانان فرار کردند، فرزند نسیبه نیز اراده فرار کرد. مادر، متوجه شد و فریاد زد: (فـرزنـدم ! کـجـا فـرار مـی کـنـی ؟ آیـا از خـدا و رسـول او مـی گریزی ؟) فرزند، از اراده اش برگشت که ناگهان ، مردی بر او حمله برد، و او را بـه شـهـادت رساند. نسیبه بدون اینکه اظهار سستی کند، شمشیر فرزندش را برداشت و قاتل را با یک ضربه سخت از پا در آورد و به خاک هلاکت نشاند. پیامبر با مشاهده این واقعه ، فـرمـود: (ای نـسـیـبـه ! خـدا بـه تـو بـرکـت دهـد.) نـسـیـبـه در ایـن جـنـگ ، خـود را سـپـر رسول خدا قرار داد. از این رو جراحات فراوانی برداشت .

(عبدالله) فرزند نسیبه گوید:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه