بزرگ زنان صدر اسلام صفحه 164

صفحه 164

نقش یک زن در ایمان آوردن حمزه

روزی ، ابـوجـهـل رسـول خـدا(ص) را آزار داد و ناسزا گفت . این جریان در زمانی بود که حمزه عـمـوی پـیـامـبـر، هـنـوز اسلام نیاورده بود. حمزه که جوانی شجاع بود، روزها برای شکار به بیابانها می رفت . در آن روز، زنی از کنیزان (عبدالله بن جدعان) شاهد قضیّه بود و ناسزاها و سخنان درشت ابوجهل نسبت به رسول خدا(ص) را شنید. چیزی نگذشت که حمزه ، در حالی که کـمـان خـود را بـر دوش داشت ، از شکار برگشت ، و مطابق رسم همیشگی اش ، برای طواف به سوی مسجدالحرام رفت . در راه به کنیزک برخورد. کنیزک بدو گفت :

(ای حـمـزه ! امـروز نـبـودی کـه بـبـیـنـی بـرادر زاده ات ـ مـحـمـد ـ از دسـت ابـوالحـکـم (ابوجهل) چه صدمه هایی دید و چه دشنامهایی شنید؟ و محمد بی آنکه چیزی در جواب بگوید، به خانه رفت .)

خشم حمزه ، از شنیدن این سخنان شعله ور شد و به (مسجدالحرام) آمد و با کمان خود، بر سر ابوجهل کوبید و گفت :

(آیا محمد را دشنام می دهی ، در حالی که من به دین او هستم ؟ اکنون اگر جراءت داری مرا دشنام ده ! و بدین صورت حمزه ایمان و اسلام خود را آشکار کرد.)

زبیده همسر هارون الرشید

نـامـش امـة العـزیـز، دخـتـر مـنـصـور دوانیقی دومین خلیفه عباسی است . به خاطر سفیدی رخسار و زیـبـایـی چـهره و عذار او را زبیده می گفته اند. شیخ صدوق در (مجالس) او را شیعه دانسته است . هارون وقتی متوجه تشیّع او شد قسم خورد که او را طلاق دهد. پس به او نوشت :

(زوجـه مـن بـودی . (کـنـایـه از ایـنـکـه دیـگر نیستی ، طلاقت داده ام) .) زبیده در جواب نوشت : (زوجه تو بودم و شاکر بودم و حال که جدا شده ایم پشیمان نیستم .)

او مـادر مـحـمد امین بود. در (الکنی والالقاب) آمده است که در بغداد فتنه ای واقع شد و عده ای نـادان و تـحـریـک شـده ضـریـح حـضـرت مـوسـی بـن جـعـفـر(ع) را خـراب کـردنـد و قبورآل بویه و قبر زبیده را سوزاندند، به جهت آنکه او را شیعه می دانستند.

الف ـ کارهای عام المنفعه زبید

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه