بزرگ زنان صدر اسلام صفحه 19

صفحه 19

حـضـرت خـدیـجه از ابتدای ازدواج با پیامبر، مورد بی مهری زنان مکّه قرار گرفته بود. آنها که عظمت خدیجه و ازدواج او با محمد امین (ص) را درک نمی کردند، یا به جهات دیگر، این اقدام او بـرایـشـان خـوشایند نبود از او دوری گزیدند و نه تنها خود از همنشینی با حضرت خدیجه خـودداری مـی کـردند بلکه از رفت و آمد دیگران نیز جلوگیری می نمودند. تنهایی بر خدیجه گـران و سخت بود، امّا از زمانی که نطفه حضرت فاطمه (س) بسته شد احساس کرد که مونس پـیـدا کـرده اسـت جـنین در شکم ، همدم مادر شد و با او صحبت می کرد و وحشت تنهایی را از او می زدود و او را بـه صـبـر و تـحـمـّل سـفـارش مـی کـرد. روزهـا بـدیـن مـنـوال گـذشـت تـا ایـنـکـه زمـان ولادت نـزدیـک شـد. هـمـسـر رسول خدا به زنان قریش و بنی هاشم پیام داد که قابلگی او را به عهده گیرند مّا آنها دست ردّ بـه سـیـنـه او زدنـد. حـضـرت خـدیـجـه انـدوهـگـیـن بـود کـه نـاگـاه مـشـاهـده کـرد چـهـار زن مـجـلّل بـر او وارد شـدند. با دیدن ناگهانی آنها وحشت بر او چیره شد. بانوان خود را معرفی کردند یکی از آنها گفت :

(ای خدیجه ! اندوهگین مباش که ما فرستادگان خداوند و خواهران توایم . من ساره همسر ابراهیم و آن سـه زن آسیه دختر مزاحم ، مریم دختر عمران ، و کلثوم ـ خواهر موسی (ع) است . ما از جانب خدا موظّف شده ایم قابلگی شما را عهده دار شویم .)

بدینسان مولود مبارک حضرت خدیجه با قدوم خود جهان را نورانی ساخت .

الف ـ دوران کودکی

رسـول خـدا صـلی الله عـلیـه وآله او را فـاطـمـه نام نهاد. این مولود مبارک در دامن خدیجه سلام اللّه علیها و تحت تربیت پدر بزرگوارش رشد و نمو کرد.

حـضـرت صـدیـقـه طـاهـره در مـهبط وحی به دنیاآمد، در زمانی که اسلام دوران آغازین خود را می گذرانید و مسلمانان گروه کوچکی بودند و آماج ضربه ها و ستم جبّاران قرار داشتند و شهر مکّه مـحـیـط نا امنی برای مسلمانان بود. مولود خدیجه دیده به جهان گشود و از همان اوان زندگی ، طـعـم تـلخ رنـج و مصیبت را چشید. او پدر را می دید که با یک دنیا محبّت و عطوفت برای نجات انـسانها از تاریکیهای جهل و گمراهی خود را فدا می کند و از طرف دیگر دشمنان را می دید که چـگـونـه بـیـرحـمـانه این منجی بشریّت را آماج حملات خود قرار می دهند، او را تکذیب می کنند، تـهـمت جنون و سحر به او می زنند و اراذل و اوباش را بر ضد او می شورانند. با چشمان خود مـشـاهـده مـی کـرد کـه مـشـرکـان بـر پـشـت پـدرش کـه در سـجـده بـود بـچـه دان شتر را خالی کردند.

وشادان ازاین جسارت قهقهه می زدند.

یـک بـار حـضـرت زهـرا سـلام الله عـلیـهـا مـشـاهـده کـرد کـه قـریـش در حـِجـْر اسماعیل (کنار کعبه) اجتماع کرده و با هم پیمان می بندند و به خدایا نشان قسم می خورند که هـمـگـی بـطـور مـتـّحد پیامبر را از پا درآورند. حضرت زهرا (س) با مشاهده این جریان و شنیدن سخنان آنان ، گریان به سراغ پدر رفته و قضیه را تعریف کرد.

پـیـامـبـر دختر را دلداری داد و به او یاد آور شد که اندوهگین مباش ، خدا، حافظ و نگهبان من است .

سـخـتـیـها همچنان ادامه داشت تا اینکه رفتن به شعب ابی طالب و محاصره اقتصادی پیش آمد که یـکـی از سـخـت تـریـن دورانـهـا بـود. ایـن مـحـاصـره سـیـاسـی اقـتـصـادی سـه سـال و اندی طول کشید. حضرت زهرا (س) که کودک بود به همراه پدر و مادر و دیگر اقوام در ایـن مـحـاصـره وحـشـتـنـاک حـاضـر بـود و سـخـتـی ، گـرسـنـگـی ، وحـشـت و اضـطـراب را تحمل می کرد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه