بزرگ زنان صدر اسلام صفحه 95

صفحه 95

حضرت زهرا (س) به اسما وصیت کرد:

وقتی ازدنیارفتم باحضرت علی (ع)مراغسل ده و به کسی اجازه وارد شدن بر جنازه مرا مده .

طـبـق دسـتـور ایشان ، اسما از ورود همسران رسول خدا و دیگر زنان بر جنازه حضرت زهرا (س) ممانعت می کرد. عایشه به پدرش شکایت برد وگفت :

ایـن خـُثـعـمـیـه بین ما و دختر رسول خدا حایل شده است و تابوتی همچون هودج عروس برای او فراهم کرده است .

ابـوبـکـر او را تـوبـیـخ کـرد که چرا مانع زنان رسول خدا می شوی و این شبه هودج چیست که برای جنازه تهیه کرده ای ؟ اسما جواب داد:

آن بانو خود به من وصیت کرده که مانع وارد شدن دیگران شوم و مشابه این تابوت را برایش در زمان حیات ساختم و پسندیده و دستور داد بعد از مرگ برایش بسازم .

پس از مرگ ابوبکر، اسما به عقد ازدواج امام علی (ع) درآمد و محمد بن ابی بکر، فرزند اسما کـه در آن زمان طفل خردسالی بود، در خانه امام علی (ع) و تحت تربیت مادری چون اسما رشد و نمو کرد. او عشق اهل بیت را با شیر خود به او خورانید.

اسـما از حضرت علی (ع) صاحب یک یا دو پسر به نام عون و یحیی شد که عون در کربلا به شهادت رسید.

وقـتـی خـبـر شـهـادت فرزند رشیدش ، محمد بن ابی بکر در مصر به او رسید، به مسجد پناه بـرد و صـبـر و تـحـمـل را پـیـشه کرد و غم و اندوه فرو خورد، بطوری که خون از پستانهایش بـیـرون زد. او شـهـادت فـرزنـدش را در راه خدمت به امام علی (ع) پذیرفت و از جزع و فزع و بی تابی خودداری نمود. رحمة الله علیها.

امامه دختر ابی العاص

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه