- اگر برای من کردند چیزی ندارم بدهم 1
- حالات معنوی و روحانی 1
- به هرکس نزدیک تر بود کمتر توجه می کردند 1
- توسط دیگری پول فرستاد 2
- حالا بیایم مشرک بشوم؟ 3
- حتی یک عکس ندادند 4
- راضی نبودند رساله رایگان توزیع شود 5
- در فکر جمع مرید نبودند 5
- مسجد متروکه ای انتخاب کردند 6
- من اینجا هستم داد نزن 7
- نامی از من نباشد 9
- نفس است که دعوت می کند 10
- هیچ پاسخی ندادند 11
- پول ندارم ، قرضش را بدهد 12
- چرا نباید در نماز او شرکت کنم 13
- کسی نفهمد 14
- این هم برای ننه ات! 15
- اینجا نشسته ایم تا سور بدهید! 16
- بیخود چنین خوابی دیده ای! 17
- تبسم زیبایی بر لب داشتند 19
- در بیماری لبخند می زدند 21
- ما انقلاب کرده ایم که فصوص درس بدهیم! 22
- ما را می خنداندند 23
- می ترسم دردتان بیاید! 24
- نظر تربیت داشتند 24
- گویی با دوستان قدیمی شان صحبت می کنند 25
- از ذکر غافل نبودند 26
- انتخاب اصلح و مستحبات می کردند 27
- به زیارت عاشورا مشغول هستند 28
- بیایید این فرش را جمع کنید 28
- تمام دعاهای مفاتیح را خوانده اند 29
- حتی یکبار هم نتوانستم 30
- خنده بلند نمی کردند 30
- خود ماه رمضان کاری است 31
- صلوات می فرستادند 31
- ما جوانها تاب نافله نداشتیم 32
- مهر نمازشان خاک کربلا بود 33
- نافله ها را ایستاده می خواندند 34
- آمدند روی زمین نشستند 35
- نوافل را ترک نمی کردند 35
- روزی هفت بار قرآن می خواندند 36
- قرآن را روی زمین نگذارید 37
- هر سه روز یک ختم قرآن 38
- انس دایم با مفاتیح الجنان داشتند 39
- چند ختم قرآن بخوانید 39
- برای انقلاب دعا کنید 40
- خداوند با ماست 41
- در حملات هوایی نگرانی نداشتند 42
- دست خدا حافظ انقلاب است 42
- ما نکردیم ، خدا کرد 43
- مثل اینکه غافل از خدا شدم 44
- آخر شب برمی خاستند 45
- نیمه شب مناجات شعبانیه می خواندند 45
- از سحر خیزی من بوده است 46
- با اینکه نمی توانستند بایستند 47
- تهجد در دوران طلبگی 48
- در دل شب ناله می کرد 49
- خیلی آرام گریه می کردند 49
- در چهره امام آثار اشک دیده می شد 50
- قدر بدان 51
- آقا ، سلام! 52
- احساس کردم کسی سلام کرد 53
- احساس حقارت می کنم 53
- از من تعریف نشود 54
- باید این القاب برداشته شود 55
- بنده خدا 56
- حتی به بچه ها سلام می کردند 56
- خودشان به مطب دکتر رفتند 57
- خیلی تواضع نشان دادند 58
- دایی ات راست می گوید 59
- شرمنده مردم هستم 60
- شما امر نفرمودید 62
- شما جلوتر از ما از هواپیما بیرون بروید 63
- می دیدیم در صف نانوایی ایستاده اند 64
- پس از انقلاب همان رفتار قبلی را داشتند 65
- چون شعر گفته نمی دهم 65
- کاش من رابطه داشتم 66
- این دروغ است 67
- حرفت را بزن! 68
- صحبت ایشان یکسان بود 69
- من یک رأی داشتم که انداختم 70
- این عبا را عاریه کردم 71
- اگر به تخلفات برسید 72
- دقت کنید تبعیض نباشد 73
- مثل همه یک فاتحه می خواندند 75
- فرقی بین اینها نیست 75
- مخارج اضافه نمی داد 76
- نمی توانم پولی به تو بدهم 77
- همان مقدار همیشگی تشییع کردند 78
- هندی یا ایرانی چه فرقی می کند؟ 79
- احتیاجی نیست 80
- این طور زیارت شایسته نیست 82
- بردار و برو! 83
- خودتان را از ذلت نجات دهید 84
- رساله هم مثل سایر احتیاجات است 85
- شما به راه خودتان بروید 86
- غصه روزیتان را نخورید 87
- نامی از من برده نشود 88
- من بر تو منت دارم 88
- نسبت به تحویل وجوهات بی اعتنا بودند 89
- هرگز ندیدم خواهشی کنند 90
- اول به حرم حضرت امیر رفتند 91
- با آرامش دعای عهد می خواندند 92
- بلافاصله به حرم مشرف می شدند 92
- به عمامه شان گل می زدند 93
- تا آخر در روضه حاضر بودند 94
- بیش از همه گریان می شدند 94
- حاضرین را اطعام کردند 95
- دستمالشان را در آوردند 96
- زیارت رجبیه را بخوانید 97
- سالی پنج روز روضه داشتند 98
- کتابهای خود را فروختند 98
- متأثرم چرا حرم نرفته ام 99
- هفت زیارت را مقید بودند 100
- آنچه باعث ارادت من شد 101
- آیا ظهر شده؟ 102
- این مخصوص نماز است 102
- بروید قبله را مشخص کنید 103
- تا اذان شد برخاستند 105
- به نماز می ایستادیم 105
- تا نماز نمی خواندند افطار نمی کردند 106
- تمام مستحبات را انجام می دادند 107
- دایم الوضو بودند 108
- ذکر سجده آخر نماز امام 109
- شما غذایتان را بخورید من نمازم را می خوانم 110
- قبل از وقت نماز حاضر بودند 111
- نماز ایشان عادی خوانده می شد 112
- نمازشان را سریع می خواندند 112
- چرا ابهت نماز را حفظ نمی کنیم 113
- چه بهتر نماز بخوانیم 114
- از کسی حرف نزنید 115
- با نگاه تندی ما را ساکت می کردند 116
- غیبت امر حرامی است 117
- غیبت نکنید 118
- برای پست انقلاب نکردیم 119
- اذکاری پیش از خواب می خواندند 120
- راهش را یاد گرفته است 120
- ان شاءالله حل می شود 121
- خدا را قادر نمی دانید؟ 122
- به تمام معنی راضی بودند 122
- علی را از اطاق بیرون کردند 123
- دو سطل آب روی من ریختند 124
- تلویزیون را خاموش کردند 124
- فرقی بین بیرون و داخل خانه نیست 125
- نامه را برگردانید 126
- چرا حسن اینطور آشفته است؟ 127
- اگر نان و پنیر خودمان را بخوریم 128
- اول به کربلا می روم 129
- با دیدن تصویر گریه می کردند 129
- تربت می خوردند 130
- ان شاءالله خوب می شود 131
- اینها امامان من هستند 133
- بروید وقت نمازاست 135
- من که اسلحه ای ندارم 136
- گویی صدایی نشنیده اند 138
- منظور امام صادق این بود 138
- نباید آبرویش را ببرید 139
- گناه بی مزه ای است 140
- از خانه بیرون نیامد 141
- بدنم به لرزه در می آید 141
- امام به دنبال مرجعیت نبودند 142
- بحمدالله دیگران هستند 143
- تنها امام بود که رساله چاپ نکرد 145
- جز سرمایه علمی چیزی نداشتند که بدهند 145
- جوابهای کوتاه می دادند 146
- در قم هم نماز جماعت نمی خواندم 147
- راضی شدند رساله بدهند 148
- من به حج بعثه نمی فرستم 149
- من همان خادم طلبه ها که بودم هستم 150
- با خوشرویی ما را می پذیرفتند 151
- می خواهید پیری را معالجه کنید! 152
- هرگز اعتراض نمی کردند 153
- با وجود لوله تنفس نماز شب خواندند 154
- هیچ اثری از امام نبود 155
- بخوان جانم 156
- شما فعلاً اینجا باشید 157
- آخرین پیام امام نماز بود 158
- آخرین روزها 158
- با دقت به حسابها رسیدگی می کنند 159
- به او وعده نده 160
- به اهل بیت بگو بیایند 160
- تو را هم دوست داشتم 161
- حالا دیگر شب وداع است 162
- خانم ها را صدا بزنید 163
- خیلی ضعف دارم 164
- خدایا من را بپذیر 164
- دیگر بر نمی گردم 165
- نماز نافله را خوابیده می خواندند 166
- آخرین مناجات امام 167
- نگران نماز اول وقتشان بودند 167
- آرامش در کمال درد 168
- از مردم بخواه دعا کنند 169
- دائم تسبیحات اربعه می گفتند 170
- ذکر خدا و یاد مولا علی ( ع) 171
- صورتشان پر از اشک بود 172
- ناگهان چشم خود را باز کردند 173
- از مرگ هیچ گونه وحشتی نداشتند 174
- وقتی از دنیا رفتند 174
- آخرین روز عمر با برکت امام 175
- آرامش خاطر 177
- آرامش در مسیر عراق به فرانسه 177
- تنها کسی که آرام بود 178
- ما حریف امام نمی شدیم 179
- مستحبات را نسبت به ایشان انجام دهید 180
- آرامش امام در حوادث بزرگ 181
- آرامش دراوج مصیبت 182
- امام تسلط برخود داشتند 183
- آرامش قلبی امام در جنگ شهرها 183
- برای مرحوم اصفهانی هم فاتحه بخوانید 184
- خوابیدن شما اثری برای من ندارد 185
- در وجود امام ترس نبود 186
- دزدی آمده و سنگی انداخته 187
- کابینه را تکمیل کنید 188
- فرزندان مرا کتک بزنند! 188
- مرگ چیزی نیست 189
- موقع پیروزی انقلاب هیجان زده نشدند 190
- یادم ندارم از کسی ترسیده باشم 191
- یقین کردم می خواهند مرا بکشند 191
- احساس کردم نوبت من است 192
- امام در خانه 192
- آزادی مطلق به ما می دادند 192
- از ما اجازه می گرفتند 193
- استخاره کردند 194
- اهمیت جوانی 194
- این هم به خاطر تو 195
- اگر شیطنت نکند مریض است 196
- اینجا آب نیست ؟ 196
- اگر می توانی بمان 197
- با بچه ها رو راست باشید 198
- باید صورت به خاک بمالی 198
- بتول خانم ، حالت چطور است؟ 199
- بدون آنکه بگویند به آشپزخانه می رفتند 200
- برای مادرتان هدیه بخرید 201
- بروید مادرتان تنها نباشد 201
- به من یاد دادند 202
- بلند شدند و شعار دادند 202
- به هر صورت که میل داری لباس بخر 203
- تربیت فرزند از مرد بر نمی آید 204
- تمام اعیاد را عیدی می دادند 204
- تنها جلوی پایشان روشن بود 206
- تو شهید نشدی؟! 206
- تکبر نکنید 207
- حتی به شوخی دروغ نگویید 207
- خوش به حال من که چنین همسری دارم 208
- دعای عهد در سرنوشت دخالت دارد 209
- زهرا فوراً بیاید او را ببینم 210
- سعی کنید علم را به قلب تان بفرستید 211
- شب را تقسیم بندی می کردند 211
- شما نشسته اید و خانم کار می کنند؟ 212
- شیطان از همین جا سراغ آدم می آید 213
- قلب من کوبیده شد 214
- مقید بودند حجابمان را حفظ کنیم 215
- ناهار خورشت دارید؟ 216
- نگاهشان پر محبت بود 216
- همسرم باید همفکر من باشد 217
- چرا داد می کشید؟ 218
- چیزی که مهم است دختر است 219
- کسی را بیدار نمی کردند 220
- احترام برادر بزرگتر در حد یک استاد 220
- این انگشتری را برای او نگه دار 221
- بیا اینها را ضبط کن 222
- روی برادران ، روانداز انداختند 223
- امام علما و روحانیون 224
- اگر حاج آقا روح اللّه قبول کنند 224
- پیامبر گونه رفتار می کردند 224
- برای اساتید خود ارزش والایی قائل بودند 225
- روحانی باید با لباس روحانیت شهید شود 226
- گاهی شصت نامه دستنویس می کردند 227
- از بزرگواری آقای شاهرودی بگو 227
- او را از فیضیه بیرون کردند 229
- با تمامی شاگردان خود در درس آیت اللّه بروجردی شرکت می کردند 230
- بالاخره آقا را به قم آوردیم 231
- برای مرحوم کمپانی هم فاتحه ای بخوانید 232
- تا در منزل ، آقای بروجردی را همراهی می کردند 233
- تب مالتی که داشتند عود کرد 234
- تنها کسی که به دیدن آقای حکیم می رفت 234
- حتی اگر شما نیایید ، من نماز نمی روم 236
- خلاف شعائر است 237
- خیلی با تجلیل نام می برند 238
- در سر حد کرامت است 239
- در بزرگی او همین بس است 239
- در گوشه ای از مجلس درس می نشستند 240
- دو زانو و مؤدب می نشستند 241
- عمامه شان را تحت الحنک کردند 242
- ما آیت اللّه حکیم را از دست دادیم 243
- مأموریتهای مهمی محول می کردند 243
- مثل اینکه بهترین عزیزشان را از دست داده اند 245
- مرحوم شاه آبادی لطیفه ای ربانی بود 246
- هر طور بود از بستر بیماری بلند می شدند 247
- همان جا بایستید 248
- همجواری شما برای ما مغتنم است 249
- چرا مواظب زبانمان نیستیم 249
- آخرین نفری که مجلس ختم گرفت 250
- این کار توهین به علمای مشهد است 251
- اگر مرحوم حاج شیخ زنده بودند 252
- با بیشترین هم خود به شما دعا میکنم 253
- امام و رزمندگان 253
- خداوند با قلب اینها چه کرده است 254
- بسیجی ها را بیشتر از همه دوست داشتند 254
- اشکشان سرازیر شد 255
- انگار به حجله عروسی می روند 256
- با شنیدن خبر اخلاص رزمندگان گریه می کردند 257
- ترک نماز اول وقت 257
- رزمندگان فرزندان من هستند 258
- شما قلب پاکی دارید 259
- صورت ما را می بوسیدند 260
- با صندلی چرخدار عیادت می کردند 261
- امام و محرومین 262
- خداوند به ایشان دو بال عنایت کند 262
- به فکر مردم محروم کردستان بودند 262
- خودشان پرده را کنار می زنند 263
- از قشر محروم باشند 264
- اگر نمی تواند پرداخت کند 265
- اولین تذکر، رسیدگی به فقرا بود 265
- به افراد نیازمند بدهید 266
- در زندان هم به فکر محرومین بودند 267
- دو سوم را در محل صرف کنید 268
- شرمنده مردم مستضعف هستم 269
- تقید به آداب شرع 270
- از محرمات دوری کنید 270
- انگشتر طلا را در بیاورید 271
- اگر دستمان بیرون می آمد 271
- با این پولها نمی شود چاپ کرد 272
- با دیدن فعل حرام بدن امام لرزش پیدا می کند 273
- در مسأله نامحرم سختگیر بودند 273
- دیوار را بردارند 274
- من این حق را ندارم 275
- وقت جشن گرفتن نیست 276
- پرداخت دیه را وظیفه خود دانستند 277
- احتمال ضرر می دهی؟ 278
- اگر شبهه داشتند مسافرت می کردند 279
- به شرط عدم تأیید غیر مسلمین اشکالی ندارد 279
- تنها مفسدین را اعدام کنید 280
- شکنجه گر باید قصاص شود 281
- قانون حذف بهره را تصویب کنید 282
- غلط کرده است 282
- من خاطرم جمع نیست 283
- نباید آلبومش را ببینید 284
- پدر دختر راضی است؟ 285
- توصیه ها 285
- در ساعت تفریح درس نخوانید 285
- سفارش بچه ها را می کردند 286
- باید فهم خود را به کار بیندازید 287
- اینجا که مجلس موعظه نیست 287
- باید پایه اعتراض بالا برود 288
- خوبی که داشت ، اشکال کرده بودید 289
- طلبه ها فکر کنند 290
- آدم شدن مراحل دیگری دارد 291
- انسان با نعمت خدا معصیت او می کند 291
- اگر منظورتان ورود من است 293
- به کسی نگویید به درس من بیاید 294
- بهترین موعظه را خدا فرموده 295
- تا می توانید به یاد خدا باشید 296
- تفریحات مشروع داشته باشید 297
- خداوندا ما را به خودت متوجه کن 298
- خیلی از دنیا پرستی بد گویی می کردند 299
- خیال می کنی اهل احتیاط هستی 299
- شما برای خدا بگویید 300
- عاطفه شما مقدم بر دینتان نباشد 301
- هنوز باورمان نشده است 302
- بعد از 45 سال هنوز اثر آن هست 303
- سعی کن پهلوان باشی 304
- با هم بسازید 304
- سپاه دخالت نکند 305
- هدف شرط است 306
- چرا جلوی پدرت راه رفتی 307
- خوراک امام 308
- کار های بد را ترک کنید 308
- اگر خوشمزه بود می خورم 309
- به اندازه غذا درست کنید 309
- دلم می خواهد هر لقمه را با یک قاشق بخورم 310
- سخت به فکر سلامتی خود بودند 311
- پس اینها چه بخورند؟ 311
- پیرمرد باغبان 312
- ماست و پنیر آوردند 313
- هفت دقیقه و چهل ثانیه مدت نهار 314
- تخم مرغ سمبل چه چیزی است 315
- خورشت بادمجان بدون گوشت 315
- شما دو گناه کردید 316
- غذای خودتان کدام است ؟ 317
- یک کاسه پنیر و یک پاره هندوانه 318
- یکبار ندیدم نوشابه بخورند 319
- درس و تدریس 319
- فقه را بیشتر دوست دارم 320
- حوزه ها درس را شروع کنند 320
- ابتدا نظرات علما را نقل می کردند 321
- از این حرفها نزنید مردم می خندند 322
- از مختصات آثار امام موجز نویسی است 323
- اول ببینیم خودمان چه می فهمیم 324
- با بیان ساده و روان درس می دادند 324
- به طلاب مجال بحث می دادند 325
- بیان امام شیرین بود 326
- در درس، نظرات مختلفی را مطرح می کردند 327
- دنباله رو مطالب دیگران نبودند 328
- شاگردان من به من احتیاجی ندارند 329
- شما تانکها را می شمردی ؟ 330
- مسأله شاگرد و استاد مطرح نبود 331
- هیچ گاه عصبانیت در تدریس نداشت 332
- گاهی در تدریس مزاح می کردند 333
- عروسی ما ساده برگزار شد 334
- ساده زیستی 334
- آقایان طلبه باشند 335
- همیشه به سادگی توصیه می کردند 335
- اول کسی که صورت دارایی خود را داد 336
- این سجاده را ببر 337
- این مسجد را باید احیا کرد 338
- با هزار مکافات راضی شدند 339
- به صاحبانشان بر گردانید 339
- تا آخر عمر اجاره نشین بودند 340
- درسی برای همه طلبه های نجف 341
- دیوار منزل امام فرو ریخت 341
- زاهد واقعی 342
- هیچ وقت به هواخوری نرفتند 343
- شیشه نکرده بودند 343
- شجاعت 345
- شما چرا این جور می کنید ؟ 345
- آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند 346
- با جیپ رو باز می آیم 346
- حاضر نمی شدند کسی از ایشان محفاظت کند 347
- در نوفل لوشاتو تنها قدم می زدند 348
- دولت ایران غلط کرد شما هم غلط کردید 349
- شدید ترین حمله به آمریکا 350
- کی تفاهم کرده؟ 351
- ما هم به کماندوهای خود دستور می دهیم 353
- ناراحت نباشید من با شما هستم 354
- چرا وحشیگری می کنید؟ 355
- همه بدون بازدید بدنی به ملاقات من بیایند 356
- شهدا و خانواده هایشان 357
- آیا شهید شده اند ؟ 357
- خوشابه حال پدرانشان 358
- من هم پدرم را ندیده ام 359
- مضایقه نکنید 359
- گریه گفتند بس است 360
- انگیزه تاسیس بنیاد 15 خرداد 361
- بالاتر از مکه رفته است 362
- دستور دادند حقوقی معین شود 363
- به خودش بخشیدم 363
- سلام مرا به خانواده های شهدا برسانید 364
- غالبا از خانواده شهدا بودند 365
- شب به منازل شهدا می رفتند 365
- قیافه ایشان متغیر شد 366
- عشق به مردم 367
- اگر برای مردم است 367
- خوشحالی امام از کار سواد آموزی 368
- ماشین کجاست؟ 369
- 20 دقیقه اشک می ریختند 370
- اجازه نمی دادند 370
- از ملت ایران خجالت می کشم 371
- اهل کجا هستی؟ 372
- اگر خدا اجازه شفاعت بدهد 373
- به خود کشاورزان منتقل شود 374
- بگو دیگر نیاورد 375
- دیگر جشن نگرفتند 376
- شما روح من هستید 377
- مردم را در جریان بگذارید 378
- مردم نقل می پاشیدند 379
- عطوفت و مربانی 380
- از سخت ترین شبهای زندگی امام 380
- امام شدیداً عاطفی هستند 381
- از همسایگان عذر بخواهید 381
- این عکس را به تو امانت می دهم 382
- اگر کسی بیمار بشود 383
- خودکار در چشمتان نرود 383
- رقت قلب نسبت به کارگر منزل 384
- مگر صندلی نیست که بنشینید 384
- وقتی تصویر مجروحین را می دیدند 385
- نصف ثواب مستحبات برای حاج آقا مصطفی 385
- آخرین ملاقات با شهید اشرفی اصفهانی 386
- وقتی می خواستند بخوابند 386
- الآن بیاوریدش داخل 387
- امام نسبت به آنها التماس می کردند 389
- به بچه کاری نداشته باشید 390
- اگر کسی بیمار بشود 390
- درس خواندن برای خدمت به اسلام است 392
- دریافتند علی مریض است 393
- دلم برای رجائی تنگ شده است 393
- عکس یادگاری بگیریم 394
- ملاطفت امام با فرزند شهید 395
- قم شهر من است 395
- هدیه امام به دو خانم مسیحی 397
- قناعت و زهد 398
- آقا شهریه نمی گرفتند 398
- این باقیمانده آب واجب وضو بود 399
- اتاق باید پر نور باشد 399
- با همین مقدار باید زندگی کنیم 400
- وقتی مادرم صحبت می کند 401
- لیوان را تا حدی که می خورید پر کنید 401
- این چه برخوردی است؟ 402
- بدهید به کسی که استفاده کند 403
- بین طبقه ضعیف استحمام می کردند 404
- دلیلی ندارد اسراف شود 404
- ز تلفنهای دفتر استفاده شخصی نکنید 405
- چیزی بر اموال خود نیفزودند 406
- کمال زهد 406
- امام حتی کفن از خود نداشتند 407
- اینها را نگذارید خراب شوند 408
- در فاصله وضو شیر آب را می بندند 408
- از تکلفات دوری می کردند 409
- از کوچه ها می رفتند 409
- تشک را کنار زدند 410
- این گل سه روزه است 411
- لطافت روح 411
- تیغ دست علی را اذیت نکند 412
- اینها چه زیبا هستند 412
- در تمیزی ضرب المثل بودند 413
- روزی هفت بار ادوکلن می زدند 414
- شما هم همین کار را بکنید 415
- شنا می دانستند 416
- قاشق برای ماست هست 416
- کدام درخت قشنگ تر است 417
- قرص را با قاشق می خورند 417
- مگر من شاعرم 419
- پژمرده شده ام ودارم می روم 422
- به مسواک خیلی اهمیت می دهند 423
- بعد از ظهر ها به کوه می رفتند 423
- خیلی خوش ذوق هستند 424
- رأس ساعت هشت و نیم حمام می رفتند 424
- هر وقت بلند می شدند خود را در آینه می دیدند 425
- روایات را می شکافتند 426
- مرتبه علمی امام 426
- از قلم نی استفاده می کردند 427
- از نظر اسلوب شعری درست نیست 428
- این آیه خطاب به سرمایه داران است 429
- اینقدر دقت لازم نیست 430
- با سایر طلبه ها از لحاظ درس فرق می کرد 432
- بازدهی یک درس امام مطابق یک هفته درس دیگران بود 432
- باید به عرف مردم توجه کرد 434
- تنها کسی که فارسی می نوشت 435
- تهیه برنج بیشتر از گندم زحمت دارد 435
- سنگینترین درس در زمان آقای بروجردی 436
- سیدی مؤدب ، نظیف و مرتب بودند 437
- قبل از درس ملاقاتها را تعطیل می کردند 438
- فضلا متوجه اشتباه خود می شدند 438
- هشتصد نفر طلبه به درس امام حاضر می شدند 439
- همینکه گوش می کردند کافی بود 440
- یا درس می خواندند یا درس می گفتند 441
- یک بار نگفتند می روم مطالعه می کنم 442
- یک دوره فقه را دیده بودند 443
- یک روایت ممکن چند روایت باشد 444
- جوانها بیشتر خود را بپوشانند 445
- مسائل و حقوق زنان 445
- به ارتباط زن و مرد بسیار حساس بودند 445
- دعا کنید دختر باشد 446
- روی رنگ نظر نداشتند 447
- قرائت قرآن اشکالی ندارد 447
- مگر امکان دارد زنها در خانه بنشینند؟ 448
- همه آزادی داشتند 449
- چرا نمی گوییم بی حجاب ها با حجاب شده اند 449
- از آن حرف عصبانی شدند 450
- حجاب شما اسلامی است 451
- حضور خانمها در مجلس لازم است 452
- وظیفه زنها هم دخالت در سیاست است 453
- یکی زیاد و نصف او کم است 454
- اکثر داستانهای معروف را خوانده اند 455
- مطالعه و پرکاری 455
- به درسشان خیلی مقید بودند 456
- دایم مشغول مطالعه بودند 457
- مطالعه را دوست دارند 458
- گاهی ده دقیقه امام را می دیدم 459
- گاهی پشت کتابها دیده نمی شدند 459
- اگر همه عالم را بگردید 460
- سفارش به مطالعه پرتوی از قرآن 461
- روزنامه چه شد؟ 461
- کمال جذبه های انسانی 462
- نظم مطالعاتی امام تغییر ناپذیر بود 463
- یک بارهم امام را بیکار ندیدم 464
- نیمه شب صدای قلم و کاغذ می آمد 465
- کسی که کارش ضابطه دارد 466
- موقع تفریح باید تفریح کنی 466
- نظم 466
- نظم در اوقات خوابیدن 467
- نظم روزانه 468
- هر چیز در جای خود 468
- آدم یک درس در روز بخواند 469
- اینجا جای پیغمبر و علی است 469
- با ورود امام ساعتمان را دقیق می کردیم 470
- به تشکیل کلاس درس، فوق العاده مقید بودند 471
- حین حرکت پاسخ می دادند 472
- استفاده احسن از اوقات 473
- جدول شبانه روزی 474
- عنایت ویژه امام به آیت اللّه خامنه ای 474
- نظم حتی در زندان 475
- یک برنامه مرتب و همیشگی 476
- رأس ساعت یازده چای می خوردند 477
- تنظیم ساعت پلیسهای فرانسه با وقت نماز امام 477
- وای به وقتی که پولی گرفته شود 478
- هوش و دقت 478
- آمدن من عین مصلحت است 479
- آمده بود ما را با هم تطبیق کند 480
- آیا شما را می گذارند 481
- با ذکاوت تر از امام ندیده ام 482
- حل یک معمای پیچیده ریاضی 483
- ذهن جوان 22 ساله داشتند 484
- ما جای خلوتی نداریم 484
- می خواستید نشان بدهید چنین جایی هست 485
- چیزی که ایشان می پوشد چیه؟ 486
- صلابت و وقار 487
- آنجا آنطوری است ! 487
- این آقا پدر من است 488
- اگر کسی می پرسید جواب می دادند 489
- به علامت محبت تبسم می کردند 489
- جذابیت سیمای نورانی امام 490
- سنگین و با طمأنینه راه می رفتند 491
- علاقه مندی دانشجویان فرانسوی به امام 492
- متانت ایشان زبانزد بود 493
- کمال جذبه های انسانی 493
- نشاط در کودکی 494
- هنوز ترجمه تمام نشده بود که از جا برخاستند 495
- اغتنام فرصتها 497
- اغتنام فرصت 497
- فرصت شناسی در اوج بیماری 498
- نباید وی را تنها گذاشت 499
- رفتار با طلاب 500
- از طلبه ها امتحان می گرفتند 500
- ایشان خیلی واسطه می شود 501
- اینها را باید رشد داد 502
- اگر حاضری جهنم را تحمل کنی 502
- اگر طلبه ای احتیاج داشت به من بگویید 504
- با طلبه ها بسیار متواضع بودند 505
- ببین عبای من هم پاره است 506
- علاوه بر مراجع به بازدید طلاب هم می رفتند 507
- دوبار به عیادت من آمدند 507
- نگویید شهریه است 508
- هدیه امام به یکی از طلاب 510
- وجوه شرعیه باید به طلبه ها داده شود 511
حالات معنوی و روحانی
اگر برای من کردند چیزی ندارم بدهم
اگر برای من کردند چیزی ندارم بدهم
بعد از آزادی امام از قیطریه ، عده ای از بازاریهای تهران ، ناهاری ترتیب داده بودند و امام هم در همان جلسه
سر سفره نشسته بودند. یکی از بازاریها به امام گفت:(( بازاریها برای خاطر شما چه کردند و چه کردند ...)) امام
به او فرمودند:(( بیخود کردند!)) همه تعجب کردند که این چه حرفی است! بعد امام فرمودند:(( اگر برای خدا
کردند ، که خدا اجرشان بدهد. باید بکنند. اگر برای من کردند ، من چیزی ندارم بدهم)).*
* به نقل از: حجةالاسلام والمسلمین محمدرضا ناصری- پابه پای آفتاب- جلد 4 - صفحه 260