بانک جامع خاطرات امام خمینی (ره) صفحه 131

صفحه 131

* به نقل از: حجة الاسلام و المسلمین سید احمد خمینی- پیام انقلاب شماره 60

ان شاءالله خوب می شود

ان شاءالله خوب می شود

فرزند یکی از دوستان ما بیمار بود. پاهایش درد می کرد و نمی توانست راه برود . پدر او هم خیلی ناراحت

بود. آن اوایل که امام به جماران تشریف آورده بودند و رفت و آمد با ایشان آسانتر بود. آن آقا که می دانست

گاهی کودکان را نزد امام می برند و ایشان دستی بر سر کودکان می کشند ، گفت:(( بچه ما معلول است و

نمی تواند راه برود. به پزشک هم مراجعه کرده ایم ولی مثمرثمر واقع نشده است. اگر می توانید او را به نزد

امام ببرید.)) یک روز عصر ، من آن کودک را که حدوداً سه ساله بود ، خدمت امام بردم . جریان را به عرض

ایشان رساندم. امام هم دستی بر سر کودک کشیده او را بوسیدند سپس دعا کرده فرمودند:(( ان شاءالله خوب

می شود. پدر و مادرش نگران نباشند.)) گفتم:(( پدرش در یکی از نهادهای دولتی کار می کند.)) فرمودند :(( نه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه