بانک جامع خاطرات امام خمینی (ره) صفحه 173

صفحه 173

ناگهان چشم خود را باز کردند

ناگهان چشم خود را باز کردند

روز شنبه گذشته( روز رحلت امام) حدود مغرب بود که به زیارت امام به بیمارستان رفتم . من حدود ساعت

نزدیک 8 بعد از ظهر بود که به بالای سر مبارک ایشان رفتم که در حال اغما بودند و نفس مصنوعی به

ایشان میدادند. یکی از دوستان که در آنجا حضور داشت گفت: امام ، امام ، وقت مغرب و نماز است . آب بیاورند

وضو بگیرید و نماز بخوانید. عجیب است همین که امام شنیدند و قت نماز است ناگهان در حالی که در حالت

اغما بودند یک دفعه چشم خود را باز کردند و یک کلمه گفتند و بعد چشم خود را بستند و من بعد از آن

حرفی نشنیدم.*


--------------------------------------------------------------------------------

68/ 3/ * به نقل از: آیت الله امامی کاشانی - روزنامه کیهان 15

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه