ازدواج ام کلثوم با عمر صفحه 32

صفحه 32

عمر گفت: با دختر علی، به راستی که پیامبر صلّی اللّه علیه وآله می گفت:

«کلّ سبب و نسب منقطع یوم القیامة إلاّ سببی ونسبی»;

«هر پیوند و خویشاوندی در روز قیامت گسستنی خواهد شد، مگر پیوند و خویشاوندی من».

من به پیامبر دختر داده بودم، ولی این را هم دوست داشتم (که از خانواده او دختری بگیرم)(1).


(1) الإصابه: 8 / 464 و 465.

بخش دوّم: بررسی سندهای روایات

سخن اساسی در این زمینه

بخش دوّم

بررسی سندهای روایات روایاتی که از دید خوانندگان گذشت، مهمترین سندهای این حکایت، به نقل از مشهورترین کتاب های اهل سنّت بود. برخی از این روایات به اصل ماجرا ـ یعنی قضیّه تزویج امیر المؤمنین علیه السلام دخترش را به عمر ـ مربوط می شد. برخی به قضایای ازدواج امّ کلثوم پس از مرگ عمر و برخی دیگر نیز به جریان وفات او و پسرش مربوط بود.

با توجّه به اصول و قواعد علمی اهل سنّت در علم حدیث و با استناد به سخنان علمای آن ها در علم رجال; اگر کسی با دقّت به سندهای این روایات بنگرد و آن ها را بررسی نماید، برای او روشن می گردد که اصل این داستان، پایه و اساسی ندارد. چه رسد به جزئیّات امور و موارد فرعی وابسته به آن(1).

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه