نقش آفرینی عاشورا در رویدادهای سیاسی اجتماعی قرن نخست صفحه 2

صفحه 2

بروز اخلاق متعالي در جامعه

قيام امام حسين (ع) كه تجلّي اخلاق عزّت و سرافرازي در برابر اخلاق ذلّت و تسليم‌پذيري بود، نوعي اخلاق بلندنظرانه كه ديدگاه انسان را به دنيا و زندگي و دلبستگي‌هاي آن دگرگون مي‌ساخت، پديد آورد كه عموميّت يافتن آن مي‌توانست جامعه را از بنياد اصلاح كند. امام حسين (ع) و يارانش در مبارزه مكتبي خود بر ضد بني‌اميه، اخلاق عالي اسلامي را با همه صفا و طراوت آن نشان دادند. در كربلا از امام حسين (ع) صفاتي ظهور كرد كه نمايانگر تعالي روح و شأن والاي او بود؛ صفاتي مانند: فداكاري و گذشت و ايثار، ايمان قوي، صبر، رضا و تسليم، عمل بر محور حق، شجاعت روحي و صلابت.

برانگيختن روحيه مبارزه جويي و طرد اخلاق تسليم پذيري و يأس آفريني در ميان مسلمانان

وضعيت اخلاقي حاكم بر جامعه اسلامي، اخلاق مصلحت‌انديشي و گريز از مواجهه با ظلم و ستم بود. قيام عاشورا، اين اخلاق تسليم‌پذيري را به اخلاق مبارزه و ايستادگي در برابر ظلم تغيير داد. اين قيام با فروريختن موانع روحي و اجتماعي بازدارنده انقلاب، روح مبارزه‌جويي را در مسلمانان برانگيخت و آنان را عليه بني‌اميه به حركت واداشت. در جامعه آن‌روز بر مردم اخلاق شكست و نااميدي حاكم بود. خلق و خوي منفي، ترس و يأس در ميان آنان رواج داشت. امام حسين (ع) كوشش كرد تا اين اخلاق منفي و شكست‌پذيرانه را دگرگون سازد.او بر آن بود تا اخلاق جديد را در چشم امت و در وجدان و ضمير او جايگزين كند تا از اين شكست روحي كه به آن تن داده بود رهايي يابد. از اين رو امام همه نيرو و امكانات خويش را براي مبارزه تجهيز نمود و نه تنها خويش بلكه همه ياران و فرزندان و اهل‌بيت خود را در اين راه فدا كرد تا راه را بر اخلاقيات شكست بربندد. بدين سان، امام با برنامه‌اي شگفت‌آور و دقيق، اراده و وجدان امت شكست‌خورده را به او باز گردانيد و اخلاق شكست‌خوردگي را از ساحت او طرد نمود. در اثر اين قيام، بنياد كاخ ظلم واژگون گرديد و اسلام تجديد حيات يافت و رونقي در دين پديد آمد. اين كار را امام (ع) بدين صورت انجام داد كه با حركات قهرمانانه خود شخصيت معنوي مسلمانان را بيدار و احياء كرد، به آنان حس استغناء و بي‌نيازي و درس بردباري در شدايد داد و در آنها حماسه‌اي را كه مرده بود زنده كرد. احساس بردگي و اسارتي را كه از اواخر زمان عثمان و تمام دوره معاويه بر روح جامعه اسلامي حكمفرما بود، تضعيف كرد و ترس را فروريخت و به اجتماع اسلامي شخصيت داد؛ زيرا امويان شخصيت اسلامي را در ميان مسلمانان از بين بردند. امام حسين (ع) به عنوان يك مصلح توانست در ملت اسلام حماسه و غيرت ايجادكند، حميت و شجاعت و سلحشوري به وجود آورد و با شهادت خويش در پيكره امت‌اسلامي، خوني را به جوشش آورد كه در رونق دوباره اسلام تأثيرگذار باشد. او باروشهاي خاص‌تبليغي خود در طول مبارزه و قيام توانست پيام اسلام را به بهترين وجهي‌به مردم‌برساند و پس از شهادت وي، كاروان اسيران، حضرت علي بن‌الحسين (ع) وحضرت‌زينب (س) بهترين مبلّغ پيام او شدند كه در آگاهي بخشي جامعه آن روز بسيار مؤثر بود. [1] «شيخ علائلي» با ذكر عظمت‌هاي امام حسين (ع) كه در كربلا به خوبي به نمايش گذاشته شد مانند: عظمت پايبندي به اصول (بعد اعتقادي)، عظمت صراحت در گفتار (بعد عملي)، عظمت قاطعيت در عمل، عظمت زيربار ظلم نرفتن، عظمت قهرماني و عظمت كوچك شمردن مشكلات، درسهاي پر افتخاري را براي قيام او ذكر مي‌كند. [2] به اعتقاد وي، امام حسين (ع) اگرچه مصائب بس دردناك و تلخ ديد اما درسي افتخارآميز، آموزشي پر فضيلت و والا و انسانيتي بزرگ، يادي جاودان، و منزلت و مقامي بس بلند در نزد خداوند و مردم به جاي گذاشت. او به ما آموخت كه چگونه گوهر انساني خويش را نگه داريم و به خودآگاهي برسيم و چگونه در دفاع از كرامت خويش تا رسيدن به هدف از پاي ننشينيم و چگونه در راه انديشه مقدس خويش عمل كنيم و چگونه يك رهبر اهل عمل را اراده‌اي استوار و برّنده وسازش‌ناپذير و كوبنده بايسته است. حسين (ع) بهترين نمونه خودآگاهي است وخودآگاهي را آن چنان كه شايسته آن است به ما آموخت. او عالي‌ترين نمونه پاسداري از كرامت انساني و دفاع از آن و جانبازي در راه آن را به ما نشان داد زيرا نعمت كرامت، در نظر آزادگان با ارزش‌تر از نعمت وجود است. امام حسين (ع) به ما نمونه ارائه مي‌دهد كه‌چگونه به عقايد مقدّس خود و هدف عمومي خدمت كرد. او نمونه درخشاني از رهبرمبارزي را به ما نشان مي‌دهد كه چون در ميدان حق و باطل به پيكار فرو مي‌روند و جز باپيروز گردانيدن حق يا فدا شدن در راه آن، از ميدان برنمي‌گردند. [3]

تحولات سياسي و اجتماعي

اشاره

بازتاب سريع قيام امام حسين (ع) در عرصه سياسي وقوع قيام‌ها و حركتهاي متعددي در شهرهاي اسلامي بود كه اوضاع نظام خلافت را كاملاً دگرگون كرد. تحت تأثير اين قيام و پديدار شدن ضعف و سستي در اركان حكومت سفياني، مردم به جنبش در آمدند و نظام اموي را مورد تهديد قرار دادند. اين قيام‌ها از نظر ماهيت و هدف چند دسته بودند. برخي متأثر از حركت امام حسين (ع) بود و برخي نيز با بهره جستن از ضعف بني‌اميه كه ناشي از قيام و شهادت امام (ع) دست به حركتهايي زدند: 1. واكنشهاي فردي هواخواهان شيعي امام حسين (ع) به صورت اعتراض يا درگيري 2. مبارزات و فعاليت‌هاي وابستگان و منسوبان امام حسين (ع)، (بني‌هاشم) و علويان عليه نظام اموي 3. قيام‌ها و نهضت‌هاي گسترده مردمي به خونخواهي امام حسين (ع) و مبارزه با حكومت اموي 4. شورشها و حركتهايي كه مدعيان قدرت در عرصه سياسي موجود به منظور دست‌اندازي بر حكومت، و در نزاع قدرت برپا كردند. 5. عمليات متعدد خوارج در عراق كه در نتيجه تزلزل حكومت اموي، گسترش يافت. در اين قيام‌ها انگيزه‌هاي متفاوتي از: انگيزه ديني و اخلاقي و رضايت حق‌تعالي، خونخواهي از قاتلان امام حسين (ع)، دفاع از خاندان رسول‌الله (ص) و حقانيت آنها، سرنگوني حكومت اموي، رسيدن به حكومت و قدرت و... وجود داشت. بنابراين مي‌توان آنها را به قيام‌هاي: مذهبي، سياسي و سياسي - مذهبي تقسيم كرد. قيام‌ها و شورشهاي گسترده‌اي كه در قلمرو خلافت اسلامي (در عراق، حجاز و شام) رخ داد تحولاتي را در عرصه سياسي و اجتماعي پديدآورد كه نتيجه آن عبارت بود از: 1. ضعف و تزلزل در اركان حكومت اموي و منفورشدن امويان نزد مردم 2. شكل‌گيري دسته‌بندي‌هاي قبايلي در عرصه زورآزمايي قدرت 3. رشد حركتهاي انقلابي‌گري شيعي و مبارزه علويان با نظام اموي 4. تزلزل انديشه سياسي تبعيت محض از خليفه 5. محبوبيت‌يافتن خاندان علي (ع) و رويكردي دوباره به پذيرش رهبري آنان. در واقع فاجعه هولناك كربلا و شهادت حسين بن علي (ع) و يارانش و به اسارت رفتن خاندان نبوت و افشاگري‌هاي سفيران انقلاب - امام علي بن حسين (ع) و حضرت زينب (س) - در كوفه و شام، موجب بيداري مردم شهرهاي مختلف و پي بردن به عمق جنايات بني‌اميه‌گرديد. در اثر اين قيام، ماهيت واقعي حكومت سفيانيان براي مردم حقيقت‌طلب آشكار شد. بسياري از مردم دريافتند كه ماهيت اين حكومت نه از نظر شكل و بنيان آن، و نه از نظر شيوه زمامداري و اجراي قوانين و دستگاه قضاوت بر اساس اسلام نبوده بلكه ماهيتي غير اسلامي دارد. قيام عاشورا موجب در هم شكسته شدن چارچوب ساختگي ديني كه امويان و حاميانشان تسلّط خود را بر آن استوار ساخته بودند، شد و روح بي‌ديني جاهليت را كه روش حكومت يزيد بود رسوا ساخت، در نتيجه نقش خلفا به عنوان حاميان اسلام زير سؤال رفت و دينداران واقعي خلفا را نقطه مقابل و مخالف اسلام قرار دادند. رفتار سياسي دستگاه خلافت در برابر اين حركتها، پس از تسلط بر اوضاع نابسامان داخلي و رفع مشكلات، در اعمال سياستهاي زير متجلّي شد: 1. شدت يافتن سياست فشار و سركوب به ويژه بر عناصر مبارز شيعي به عنوان يكي از نيروهاي تهديد كننده پايه‌هاي اقتدار خلفا، 2. سركوب خشونت‌آميز شورشها و هتك حرمت به مقدّسات و ارتكاب رفتارهاي ناروا و غير اسلامي در برخورد با قيام كنندگان. 3. گماشتن حكام خشن، سخت‌گير و سفّاك بر نواحي شورش‌خيز به ويژه عراق به منظور مهار كردن مردم و جلوگيري از وقوع شورش‌ها. اين‌گونه سياستهاي خشن و سركوبگرانه، براي شيعه پيامدهايي را به دنبال داشت ازجمله: 1. تغيير شيوه مبارزه ائمه شيعه از حركتهاي جهادي به نهضت گسترده فكري و فرهنگي ائمه شيعه با اين روش به فقه شيعه نظام بخشيدند و روند مبارزه مكتبي را با استفاده از ابزار «تقيه» حفظ نمودند، مانند استفاده امام سجاد (ع) از دعا و نيايش و حفظ و احياي خاطره شهيدان كربلا، و نهضت عظيم فرهنگي امام باقر (ع) و امام صادق (ع). البته اين به معناي فروخوابيدن مبارزات علويان و طالبيين و عناصر انقلابي شيعي عليه نظام اموي نمي‌باشد كه اين مبارزات در خلال حكومت امويان همچنان ادامه داشت. 2. مهاجرت برخي از شيعيان عرب (كوفي) به ايران در اثر كشتارها و فشارهايي كه بر آنها اعمال مي‌شد، كه خود موجب راه يافتن انديشه شيعي به شهر قم و از آنجا به ديگر نقاط شد. 3. رشد ادبيات حماسي و انقلابي شيعه شاعران بزرگي با بهره جستن از حماسه عاشورا، اين ادب حماسي را پروراندند. اين ادبيات ضمن حفظ ياد و خاطره نهضت عاشورا و نشر پيام آن و بزرگداشت و تكريم اهل‌بيت و پيشوايان شيعه، روح مبارزه را عليه حكام ستمگر برافروخته نگاه مي‌داشت و در تحريك مردم به خيزش عليه بيدادگري‌ها مؤثر بود. ابوالاسود دئلي، كثيّرعَزّه، فرزدق، كميت بن زيد اسدي، سيد حميري، منصور نَمِرّي، ديك الجن، دعبل خزاعي، ابن رومي، حِمّاني عَلَوي، [4] و ديگران در زمره اين شاعرانند. همچنين، ضرورت حفظ خاطره قيام امام حسين (ع) و اهداف او موجب پديد آمدن ادب مديحه‌سرايي و ظهور چهره‌هاي برجسته‌اي در اين نوع شعر، و برپايي مجالس فضايل و مناقب‌خواني، روضه‌خواني و شمايل‌گرداني و هنر نمايشي تعزيه در ميان شيعيان گرديد كه تا به امروز نيز در قالب هيئت‌هاي مذهبي نمودار است. اينك به تبيين اجمالي تحولات سياسي و اجتماعي متأثر از نهضت عاشورا خواهيم‌پرداخت.

اعتراض زيد بن ارقم

از جمله فريادهاي اعتراضي كه پس از واقعه كربلا عليه نماينده يزيد در كوفه بلند شد از زيد بن ارقم انصاري بود. وي هنگامي كه ديد ابن‌زياد در مجلسي مملو از چهره‌هاي سرشناس شهر، بزرگان نظام حكومتي، فرماندهان نظامي و هيأت‌هاي نمايندگي قبايل مختلف و...كه در كوفه براي نمايش قدرت و پيروزي خود آراسته بود، با چوب بر دندان‌هاي مبارك حسين (ع) مي‌زند، گفت:«به خدا قسم ديدم دو لب رسول‌الله (ص) بر اين دو لب بود و بر آن بوسه مي‌زد». آن‌گاه گريست و از نزد او برفت. وي به مردم مي‌گفت: «پسر فاطمه (س) را كشتيد و پسر مرجانه را امارت داديد تا نيكان شما را بكشد و اشرار شما را برده كند. به ذلت رضا داديد، پس ملعون باد كسي كه به خواري رضايت دهد». [5] برخي منابع حكايت مي‌كنند كه ابن‌زياد، زيد را مخاطب قرار داده و گفت: «خداي چشمان تو را گريان بدارد، به خدا سوگند كه اگر پيرمردي فرتوت و نادان نبودي و عقلت زايل نشده بود گردنت را مي‌زدم». [6] از جمله كسان ديگري كه عمل زياد را در آن مجلس تقبيح كرد انس بن مالك است كه خود يكي از راويان قضيه مي‌باشد. او مي‌گويد: هنگامي كه عبيدالله‌بن زياد سر بريده حسين (ع) را در مقابل داشت، دندانهايش را با چوبدستي مي‌كوبيد و مي‌گفت كه: چه زيبا بوده است. من به او گفتم: «به خدا سوگند كه اين عملت را تقبيح مي‌كنم چرا كه خود ديدم اين لبها را كه تو مي‌كوبي رسول خدا آن را مي‌بوسيد». [7] .

افشاگري‌ها و پيام رساني‌هاي بازماندگان واقعه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه