زینب علیهاالسلام عقیله بنی هاشم صفحه 41

صفحه 41

جان خواهر! در غمم زاری مکن با صدا بهرم عزاداری مکن

هرچه باشد تو علی را دختری عصمت‌اللهی و زهرا پروری

معجر از سرپرده، ازرخ وامکن آفتاب و ماه را رسوا مکن

خانه‌سوزان را تو صاحبخانه‌باش با زنان در همرهی، مردانه‌باش

باتو هستم جان خواهر همسفر توبه‌پا این راه پویی من به سر

امام علیه السلام مانند این‌که با این سخنان ضمن سفارش خواهر به صبر و سکون و بردباری ونوعی تصرّف تکوینی در دل زینب، او را برای روبه‌رو شدن با مصایب دشوار بعدی آماده کرد، زیرا وضع دختر فاطمه علیها السلام از آن ساعت به بعد تغییر کرد و دیگر از آن گونه بی‌تابی‌ها از او دیده نشد.

در روز عاشورا

شاهد گفتار بالا رفتار دختر شجاع علی علیه السلام در روز عاشوراست، زیرا همان زینب که با شنیدن چند شعر که حکایت از مرگ برادر می‌کرد آن‌گونه بیتاب می‌شود در فردای همان می‌کوشد برادر بزرگوارش را در برابر کشته جوان عزیزش دلداری دهد و فکر او را به‌خود متوجه سازد همان بانوی محترمی که آن شب از خبر شهادت و کشته‌شدن برادر بیهوش می‌شود، روزهای بعد از آن، در

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه