زینب علیهاالسلام عقیله بنی هاشم صفحه 93

صفحه 93

پیش یزید نشسته بود با خواندن دو شعر زیر مراتب انزجار وتأثر خود را از عمل پسر زیاد این‌گونه بیان داشت:

لَهامٌ بِأَدْنَی الطَّفِ ادْنی قَرَابَةً مِنْ ابنِ زِیادِ العَبْدِ ذِی الحَسَبِ الوَغْل (1)

امَیَّةُ امْسی نَسْلُها عَدَدَ الحَصی وَ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ لَیسَ لَها نَسْل (2)

یزید با ناراحتی دست خود را محکم برسینه یحیی بن‌حکم زد و گفت: ساکت شو!

در نقلی آمده‌است که زینب علیها السلام وقتی آن‌سر مطهر را دید دست به‌گریبان برد و گریبان چاک‌زد و با آوازی سوزناک گفت:

«یا حُسَیناه! یا حَبیبَ اللَّهِ! یَابْنَ مَکَّةَ وَ مِنی! یَابنَ فاطِمَةَ الزَّهراءِ سَیِّدَةِ نِساءِ العالَمینَ! یَابْنَ بِنْتِ المُصْطَفی!»

راوی این حدیث می‌گوید: به‌خدا سوگند این جمله زینب علیها السلام تمام حاضران در مجلس را گریانید و یزید خاموش نشسته‌بود.

خطبه زینب در شام‌

در اینجا بهترین فرصت به‌دست زینب آمد تا حقایق را


1- سرهای جدا شده در کنار طف و کربلا، از نظر خویشاوندی نزدیکتر از پسر زیاد و بنده‌ای است که دارای نسب پستی است.
2- اکنون امیه روزگاری دارد که دودمانش به‌شماره ریگهاست اما دختر رسول خدا دودمانی ندارد؟!
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه