قصه هویدا صفحه 126

صفحه 126

گراتیان یاتسویچ، این روابط را به شکل زیر، توصیف کرده است:

«هویدا را زیاد می دیدم ... جلساتشان در منزلی که در همسایگی خانه من بود، تشکیل می شد. که گاه من هم وقت نهار در این جلسات شرکت می کردم. به گمان من، گرچه منصور به ظاهر ریاست گروه را به عهده داشت، اما مغز متفکر جریان هویدا بود.» (1)

اولین گزارشی که درباره این گروه به ساواک رسید، حاکی بود که:

«اخیراً یک جمعیت سیاسی جدیدی در تهران تشکیل شده که تقریباً وضعی شبیه یک حزب دارد، ولی هنوز صورت حزب ندارد ... اسم آن را فعلاً «گروه پیشرو» گذاشته اند، بعید نیست در آینده تغییر کند تا آنجایی که بنده اطلاع دارم، مؤسسین و بازی گردانان این جمعیت آقایان مفصله الاسامی زیر می باشند:

آقای حسنعلی منصور - آقای ایرج منصور - آقای دکتر محمدعلی مولوی - آقای دکتر فریدون معتمد وزیری - آقای عباس هویدا . تقریباً در حدود 30 نفر تاکنون عضو پیدا کرده.» (2)

این اولین و آخرین باری است که در گزارشاتی که پیرامون کانون مترقی تهیه و تنظیم شد و بخش زیادی از آن در کتاب حزب ایران نوین به روایت اسناد ساواک، گرد آمده است، نام «ایرج منصور» به چشم می خورد.

درباره او بعداً توضیح خواهیم داد.

به هر حال در اوایل سال 1340، حسنعلی منصور، تصمیم به ثبت کانون مترقی گرفت، از این رو، اعضای مؤسس را به شرح زیر، به شهربانی کل کشور، معرفی کرد:


«1- حسنعلی منصور فرزند علی منصور (منصور الملک)، دبیر کل
1- . معمای هویدا، ص 178، به نقل از: Gratian yatsevitch, “Interview,” Foundation for Iranian Studies: Program of oral, Nov. 5. 1988, Jan uary 1989. 125- 26
2- . حزب ایران نوین به روایت اسناد ساواک، ج 1، ص 35.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه