قصه هویدا صفحه 169

صفحه 169

آنها به موفقیت های شغلی نیز دست یافته بود و اینک در این سمت، به خوبی می توانست حافظ منافع آنان باشد.

منوچهر اقبال، پس از آنکه به جای عبدالله انتظام، مدیرعامل شرکت نفت شد، به علت اطلاعاتی که داشت، در یکی از ساعات اداری او را به دفتر خود فرا خواند ولی او در آن موقع در اداره نبود.

به منشی مخصوص او - وجیهه معرفت که در جای خود به معرفی وی خواهیم پرداخت - پیغام داد: «هر وقت هویدا به اداره آمد، بیاید نزد من» پس از چند ساعتی، هویدا آمد و به دفتر مدیرعامل رفت و از او شنید: «چون خسته شده اید، خوب است مدتی استراحت کنید.»

سپس او را به ریاست یکی از مؤسسات جدیدالتأسیس شرکت نفت، منصوب کرد. هویدا این موضوع را با حسنعلی منصور مطرح کرد و او هم با این انتصاب، دو هدف را تأمین کرد. اول تأمین نظر کنسرسیوم که هدف اصلی بود و دوم اینکه هویدا را به صورت غیر مستقیم به ریاست دکتر اقبال برگزید. چون وزیر دارائی، رئیس شورای عالی نفت هم بود. (1)

البته منوچهر اقبال نیز بیکار ننشست و توسط عوامل خویش، پرونده قطوری از عملیات خلاف هویدا در شرکت نفت جمع آوری کرد و آن را به برخی از دوستان خود هم نشان داد تا اگر نیاز شد، به نفع خود از آن بهره برداری کند.(2) البته ظاهراً هیچ وقت نیاز به این افشاگری پیدا نکرد و سال ها در این مقام ثابت و استوار بود.

اعضای کابینه از پیش تعیین شده حسنعلی منصور، به همان تاریخ که نخست وزیر، فرمان صدارت گرفت، فرمان وزارت گرفتند:

«نظر به پیشنهاد جناب حسنعلی منصور نخست وزیر به موجب این دستخط جناب امیرعباس هویدا را به سمت وزارت دارایی منصوب و مقرر می داریم که در انجام وظایف محوله اقدام نماید.


1- . آرشیو، سند 1324/300 ن، 28/11/42.
2- . همان، سند 1091/322، 14/12/42.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه