قصه هویدا صفحه 32

صفحه 32

دربارنشین شده بود، محمد پور سرتیپ که از استخدام شدگان همدوره او در وزارت امور خارجه بود و در این موقع سفارت ایران در دمشق را به عهده داشت، در نامه ای به وی، ضمن تبریک عید نوروز، نوشت:

«با آنکه بنا بود در دیدار رسمی که قرار بود به دمشق بفرمائید و نشد و مشتاقان زیارتتان از جمله دکتر داودی و مخلص را از چنین سعادتی محروم ساختید ولی خودمان را از احتمال دیداری که شاید روزی به طور خصوصی هم از این شهر بفرمائید (خصوصاً که روزگاری در اینجا تشریف داشته اید) مأیوس نساخته ایم.

روز سیزده نوروز را بنده و همکاران سفارت و افسران جولان در باغ زیبایی که جناب آقای ادیب داودی دوست جنابعالی دارند و در اختیارمان گذاشته اند خواهیم گذراند. به طوری که ملاحظه می فرمائید اینها همه نتیجه غیر مستقیم نیکی هایی بوده است که روزی جنابعالی به عمل آورده و در دجله انداخته اید و ما حالا آن را در بیابان به دست می آوریم.»

پور سرتیپ در انتهای این نامه تقاضا می کند که:

«اگر مثل سال های گذشته برای دکتر داودی و خانم مقداری خاویار بفرستید، اثر خواهد گذاشت.» (1)

در پی این درخواست، بلافاصله دستور داده می شود که:

«دو کیلو خاویار برای سفیر در دمشق ارسال شود و طی تلگرافی بگوئید برای ادیب داودی است.»(2)

که این محموله با پیک سیاسی به دمشق فرستاده می شود.(3)

و در شهریور ماه نیز، محموله های خاویار دیگری - به همراه نامه های خصوصی که از محتوای آن اطلاعی در دست نیست - به دمشق ارسال می گردد که پاسخ دریافت آن، چنین است:


1- . همان، سند بدون شماره، فروردین 2537 شاهنشاهی.
2- . همان، دست نوشته امیر عباس هویدا.
3- . همان، سند 3، 200/م، 19/1/2537 [1357].
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه