قصه هویدا صفحه 331

صفحه 331

همو در تحلیل عکسی که در دوران کودکی او و برادرش به همراه خانواده در بیروت گرفته شده است، با اشاره به نزدیکی امیرعباس در این عکس به مادرش افسر الملوک، می نویسد:

«ژرفای این رابطه اُدیپی، از سویی نتیجه رفتار سرد و بی تفاوت عین الملک و از سویی دیگر، پیامد ناخواسته پدیده مهاجرت بود.» (1)

و امیرعباس هویدا خود نیز در نقل خاطراتش، عین الملک را، چنین معرفی می کند:

«با وجود اینکه نسبت به ما محبت بسیار داشت، ولی این محبت را همیشه در دل نگاه می داشت و ماه ها می گذشت تا محبت او را به ظاهر هم که شده، ببینیم. پدرم متمایل به خشم بود و میل نداشت که محبت خود را بنمایاند. او جویای وضع تحصیلی ما نمی شد ... با پدرم مدت زیادی محشور و معاشر نبودم .... در آن سنین عمر که اطفال احساس می کنند باید بیشتر پدر داشته باشند و با او نزدیک ترند، ما پدرمان را فقط در تابستان می دیدیم و بس.» (2)

دکتر عباس میلانی از این اعترافات نتیجه می گیرد که:

«عین الملک، حضور و حالتی رعب انگیز داشت.» (3)

صرفنظر از نفی یا اثبات خصلت های حبیب الله خان عین الملک - که در جامعه پدر سالار آن دوران، نمونه های متفاوت و قابل توجهی دارد - معلوم نیست چرا امیرعباس هویدا، پس از گذشت دو سالی از صدارت خود، با انتشار خاطراتی که آنرا منسوب به زمان حضور در بیروت کرده بود، در سالنامه دنیا، پدر خویش را اینگونه معرفی می کند. شاید از آن رو که چون پس از نخست وزیری هویدا، وابستگی و پیوستگی او به فرقه بهائیت، شکل گسترده ای یافت و به معضلی برای ادامه دولت او تبدیل شد و به هیچ وجه، نمی شد وابستگی عین الملک به بهائیت را تأویل و


1- . همان، ص 55.
2- . همان، صص 7- 56.
3- . همان، ص 57.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه