قصه هویدا صفحه 389

صفحه 389

می زدند و می دانستند خبر مهمی است، ولی نمی دانستند که کدام یک از مجرمین را می خواهیم محاکمه کنیم... من به پاسداران گفتم: هر کس که می خواهد از در زندان قصر و یا در دادگاه به داخل بیاید، مانعی ندارد؛ ولی از بیرون رفتن آنها جلوگیری نمایید. این دستورات از ساعت دو بعد از ظهر به مرحله اجرا درآمد... ممکن است پرسیده شود: این همه اقدامات و احتیاط برای چه بود؟

در جواب باید بگویم که 25 روز قبل از محاکمه، در دفتر امام در قم، با مهندس بازرگان... دست به یقه شدم... گفت: شما بی خود و بی جهت افراد و از جمله، هویدا را محاکمه می کنی... آنها همگی مخالف اعدام هویدا و مقدم بودند...»(1)

محاکمه هویدا آغاز شد، معلوم بود که هویدا در مقام انکار بود. او در مصاحبه با تلویزیون فرانسه - که در زندان قصر صورت گرفت - گفته بود:

«تا زمانی که وظایف نخست وزیری را انجام می داد، از شمار زندانیان سیاسی در ایران بی اطلاع بود.»

و اضافه کرده بود که:

«فقط سازمان صلیب سرخ او را در جریان انواع شکنجه هایی گذاشته بود که در ایران اعمال می شد.»

و معتقد بود که:

«شاه تصمیم گرفت او را به زندان بیفکند تا از او یک وجه المصالحه بسازد.»(2)

متن کیفرخواست امیرعباس هویدا، چنین بود:

«براساس کیفرخواست امیرعباس هویدا فرزند حبیب الله شماره شناسنامه 3542 صادره تهران متولد 1295 وزیر سابق دربار شاهنشاهی


1- . خاطرات آیت الله خلخالی، چاپ هفتم، تابستان 1382، صص 3 - 380.
2- . روزنامه کیهان، ش 10676، 18/1/57.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه