قصه هویدا صفحه 52

صفحه 52

آلمانی ها از ایران بود.

او دیپلماتی کار کشته بود که در شرایط حساس، به خوبی ایفای نقش کرده بود. اینک که آلمان نازی مغلوب متفقین شده بود، باید فردی به این مأموریت اعزام می شد که مورد اطمینان کامل امریکائی ها باشد و عبدالله انتظام که در آغاز دهه بیست میلادی، مدتی دبیر اول سفارت ایران در امریکا بود(1) و همسری امریکایی داشت،(2) برای این منظور، فردی مطمئن بود.

همزمانی این انتصاب با افشای خبر قاچاق اعضای سفارت ایران در پاریس و شرایط موجود در ایران، و تکیه انوشیروان سپهبدی بر صندلی وزارت امور خارجه، باعث شد تا امیرعباس هویدا به انتظام معرفی گردد. عبدالله انتظام به سپهبدی احساس دین می کرد و عدم پذیرش درخواست دوستی قدیمی، از اخلاق به دور بود و از طرفی در زمان های گذشته، در وزارت خارجه، با عین الملک هم دوستی داشت. هر چند از میزان دوستی او با عین الملک، اطلاع دقیقی در دست نیست ولی از پذیرش امیر عباس هویدا به پسر خواندگی(3) خود، می توان تا حدودی به میزان ارتباط آن دو واقف شد.

احساس دینی که عبدالله انتظام نسبت به انوشیروان سپهبدی داشت، به شرح زیر است:

«بعد از اخراج پر دردسر آلمانی ها از ایران و بعد از آن بیرون کردن تمامی اتباع ایتالیایی و ژاپنی دچار ناراحتی عصبی شدم و ادامه کار برایم مشکل شده بود و خیلی میل داشتم که بتوانم هم برای معالجه و


1- . معمای هویدا، ص 136.
2- . عبدالله انتظام از همسر امریکایی خود دارای پسری شد که به مقام سفارت امریکا در عربستان سعودی رسید. به نقل از: www.Farhangsara.com
3- . پیشین، ص 140، به نقل از احسان نراقی در گفتگوی مورخه 11 مارس 1999. عبدالله انتظام با امیرعباس هویدا 23 سال تفاوت سن داشت.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه