قصه هویدا صفحه 59

صفحه 59

هویدا در وزارت امور خارجه

در شهریور ماه سال 1328 ش، عبدالله انتظام با عنوان وزیر مختاری، راهی لاهه شد و چند ماه بعد نیز، مأموریت امیرعباس هویدا، خاتمه یافت و به ایران بازگشت. در ابتدای بازگشت او به ایران، شرایط به نفع او در حال تغییر بود. از طرفی منصور الملک، پدر دوست نزدیک و صمیمی او - حسنعلی منصور- نخست وزیر شده بود و از طرف دیگر شوهر خاله او - انوشیروان سپهبدی - رئیس تشریفات دربار بود. این همه، شرایط مساعدی بود تا هویدا بتواند در وزارت امور خارجه، مراحل رشد و ترقی را به سرعت سپری نماید، ولی این شرایط مناسب و مساعد، به زودی تغییر کرد. رجبعلی منصور پس از سه ماه و اندی، جای خود را به سپهبد حاجیعلی رزم آرا داد و سپهبدی نیز چند ماه بعد، از ریاست تشریفات دربار، مستعفی شد.

با این حال در دولت رزم آرا، بارقه امیدی دمیدن آغاز کرد و محسن رئیس - دائی حسنعلی منصور - وزیر امور خارجه شد و حسنعلی را به عنوان منشی دفتر خود برگزید. این موقعیت مناسبی بود تا این هر دو - هویدا و منصور - در راه رشد و ترقی گام نهند ولی گلوله هایی که از اسلحه فدائیان اسلام خارج شد، این بارقه را نیز به یأس مبدل کرد.

کشور با فعالیت های آیت الله کاشانی و فدائیان اسلام و حمایتی که این دو از دکتر محمد مصدق در شعار ملی کردن صنعت نفت داشتند، بحرانی می نمود. با کشته شدن رزم آرا، حسین علاء که از حامیان اصلی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه