تاریخ و ذوالقرنین جلد 1 صفحه 36

صفحه 36

موصوف. جمعی از خدام، در آن حرم عرش مقام به خدمتگزاری موصولند و هر صبح و شام، به طعام عجزه و ایتام مشغول. در آن روز مسرت اندوز هر تنی چون روز سعید نوروز عشرت آموز است و در هریک از ولایات ممالک محروسه، جشنی فیروز خاصه در دار الخلافه طهران، که مقر خلافت خاقان گردون توانست، به مثابه نوروز، فیروز جشنی مهنّا برپا و نوبت خانه سلطنت از شام تا بام بلند آواست. روز صلای نعمت است و اکابر و اصاغر، ریزه خوار خوان رحمت. همت دریا نوال خاقانی، شامل احوال خادم و عاصی است و محبوسان زندان قهر قهرمانی را نوبت خلاصی. نوّاب ضیاء السلطنه العلیه، صبیّه مرضیه سرکار شوکت بهیّه، مباشر کار این سور پر سرور است و جیب و دامان عموم چاکران دربار دولت عظمی از ریزش دست حق پرستش، چون دریا و کان، معمور (1).

این غزل زاده از طبع مؤلف در محافل سرور، ذکر زبان مغنیان بزم سور است و گوش مستمعین از استماع آن پر از لآلی منور و هی هذه لمؤلفه:

تبارک الله از ذات آنچنان مولودکه از وجودش منحوس اختران مسعود

حکیم را غم بیهوده در تفکر ذات کمال ذات عیان از صفات این مولود

گه تجلی ذاتش ز کارخانه غیب تجلیات عیان بود تا به ملک شهود

نه بو البشر ولی اندر صوامع ملکوت به این وجود مبارک مقربان به سجود

زهی وجود که در روزگار ایجادش چه جودها که نمود آفریدگار وجود

ستوده مام جهان را دگرچه غم ز فناست که این چنین خلفی زاد و تا ابد آسود

اگر چو کعبه شود دامغان، مدار عجب چرا که یافت شرافت ز فرّ این مولود

جهان به تازگی امروز کاین همایون روزنمونه ایست ز مولود خسرو محمود

ستوده فتحعلی شه که بود نظم جهان ز آفرینش او کردگار را مقصود اد


1- . آباد
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه