تاریخ و ذوالقرنین جلد 1 صفحه 533

صفحه 533

رحمت حق بی نیاز، آمد از اهل فارس زلزله را کرد حکم، کاین همه طغیان نمود

رحمت محض این غضب، چون بود از حکم ربّ حرف اگر غیر ازین، گوش نه بتوان نمود

در عوض این غضب خلد نصیب است و بس دوست بشارات را ثبت به فرمان (1)نمود

رفت از اقوام ما، چند نفر مرد و زن در دل من این عزا غصّه فراوان نمود

خویش فکند از رواق، یکتن ازین خاندان دست و سر او شکست، گریه فراوان نمود

همدم کم ظرفی آه، آمد و گفت این خبرآه چگویم چه کرد، خلد چو نیران نمود

فخر همی می کند، از خبر بد ظریف خنده بسی آن حریف، بر من حیران نمود

خاوری از قلب شاد، چشم بپوشید و گفت خانه امّید من، زلزله ویران نمود

ذکر فتوحات قلاع توپراق قلعه و آق سرای و بایزید و سایر قلعه جات سرحدّات روم از سعی نوّاب ولیعهد جلادت ملزوم

علاوه بر اسباب نقاری که از قرار نگارش قبل ازین فی مابین سرحدداران دولتین ایران و روم اتفاق افتاد، بعضی فقرات دیگر نیز به تازگی دست داد؛ مثل این که در ابتدای سال نوّاب نایب السلطنه، حسن خان قاجار قزوینی را مأمور فرمود که به ملایمت و حسنن)


1- . مجلس: (فرقان)
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه