تاریخ و ذوالقرنین جلد 1 صفحه 631

    صفحه 631

    چندیش می بود جان بی خورد و خواب چندیش می بود تن بی خواب و خورد

    آسمان گردید بر کام عدوآن عزیز از این الم پر غصه خورد

    باغ او افسرده شد از باد تندصاف او آلوده شد از جام درد

    درد شد از کین زلال او که صاف خورد شد از غم نهال او که ترد

    [365] آن که دو شش (1)بار خلقی می کشیدزیر بار این الم گردید خرد

    زین بلا خست (2) و دلش از دام جست زین قضا مرد و تنش بر جا فسرد

    الغرض آن خواجه چون رفت از جهان خاوری تاریخ فوت او شمرد

    بانگ بیرون کرد و این مصرع نوشت ناکهان بانگی برآمد خواجه مرد

    ذکر عزیمت نوّاب شجاع السّلطنه به صوب هرات و آمدن اللّه قلی توره خوارزمی به ولایت جام و فرار از آن صفحات

    شاه محمود افغان از ولد خود کامران میرزا وحشتی به هم رسانید و از بلده هرات بیرون تاخته با افاغنه فراه و سبزار در دفع پسر همداستان گردید. کامران میرزا به نوّاب شجاع السّلطنه متوسل آمد و محمّد امین خان پازوکی کرد امین آن سرکار با پانصد نفرت)


    1- . مجلس: (دستش)
    2- . ملی: (جست)
    کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
    نرم افزار موبایل کتابخانه

    دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

    دانلود نرم افزار کتابخانه