73. از آیه: «عَامِلَهٌ نَّاصِبَه تَصْلیَ نَارًا حَامِیَه» (غاشیه/3و4)
می فهمیم: چه بسا تلاش ها و زحماتی که پایانش دوزخ است، زیرا گرفتار ریا و سمعه و عجب و غرور و منت می شود.
74. از آیه: «وَ کَیْفَ تَکْفُرُونَ وَ أَنْتُمْ تُتْلی عَلَیْکُمْ آیاتُ اللَّهِ وَ فیکُمْ رسوله» (آل عمران/101)
می فهمیم: راه نجات دو چیز است: مکتب(آیات الله)، رهبر (رسوله) (همان کتاب الله و عترتی) و ما باید در کار فرهنگی مزه مکتب را بچشیم و بچشانیم و نسبت به رهبران آسمانی عاشق شویم و عاشق کنیم.
75. از آیه: «أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُم» (کهف/110)، «وَ یَمْشی فِی الْأَسْواقِ» (فرقان/7)، «رَسُولاً مِنْهُم» (بقره/129)، «فیهِمْ رَسُولا» (مؤمنون/32)
می فهمیم: زندگی و مسکن و مرکب مسئولین فرهنگی باید طبیعی باشد، نه سلطنتی و از اینکه ممکن است تحقیر شویم، نترسیم «وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذینَ یَمْشُونَ عَلَی الْأَرْضِ هَوْناً» (فرقان/63)
76. از آیه: «لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط» (حدید/25)
می فهمیم: کارهای فرهنگی باید موجب حرکت و قیام جامعه شود، نه رکود و جمود. باید ثمره ی «أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزان» قیام مردم باشد. در سیمای دین قیام و حرکت نهفته است. نگاه کنید به این آیات:
- «قُمْ فَأَنْذِر» (مدثر/2) - «قِیاماً لِلنَّاس» (مائده/97) - «أَقیمُوا»
- «قَوَّامین» - «قائِماً ً» - «الْقِیامَهِ»
- «قَیِّمَه» (بینه/3) - «لِیَقُوم» (حدید/25) - «اسْتَقامُوا»
که در همه ی اینها مسئله ی قیام و پایداری نهفته است.