تاریخ و ذوالقرنین جلد 2 صفحه 117

صفحه 117

نوّاب شاهزادگان مجددا به قصد یکدیگر نتازند و فتنه [ای] تازه حاصل نسازند، امیر نامدار غلامحسین خان سپهدار را با پنج هزار نفر جانباز عراقی به صوب دار الشوکه بروجرد مأمور فرمود و نایره این فتنه را از زلال تدبیرات ملوکانه خاموش نمود. مؤلف را در این وقایع قطعه تاریخی از طبع وقّاد تراوید [427] و یادگار را درین صحیفه ثبت گردید.

لمؤلفه:

آمد برون حسام خلافاز غلاف خویش گفتم به او ز معرکه بی حد گریختی

با صد هزار طیش به دولت گریستی با ده هزار جیش ز نهصد گریختی

چون منکر غدیر ز حیدر گسیختی چون کافر قریش ز احمد گریختی

نشناختی ز پای سر اندر گریختن بی پا و سر شدی و ز مقعد گریختی

مقصد دیار خرّم و مقصود خرّمی مقصود را ندیده، ز مقصد گریختی

حشمت شه آیتی ز ید اللّه اعظم است تو چون یهود خیبر از آن ید گریختی

زان شیروش به مهلکه چون سگ شتافتی زان پیلتن ز معرکه چون دد گریختی

سدّی به راه فتنه کشید از صف جدال یأجوج وار از دم آن سد گریختی

خاشاک وار سیل چو آمد شتافتی خفاش طور مهر چو سر زد گریختی

از سیلی ادیب چو کودک گریستی وز صدمت قضیب (1)چو امرد گریختی

از فکرهای راد ابو القاسم مشیرچون قوم موسوی ز محمّد گریختی

سردار با سپاه گریزند توأمان تو آن سپه کشی که مجرّد گریختی

بعد از گریز با همه تدبیر عاقبت تجدید کرده جیش و مجدّد گریختی

چون بد گریختی ز صف کار خصم تاریخ آن نوشت خرد بد گریختی ت)


1- . ملی: (قضیت)
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه