تاریخ و ذوالقرنین جلد 2 صفحه 154

صفحه 154

امکان داشت آذوقه و سیورسات از دار العباده [یزد] برداشت و با افواج سواره و پیاده و توپخانه از معبر ریگ اشتران روی به راه گذاشت. از همّت طالع فیروز خسروی در هر منزلی اوقات به وسعت و خوشدلی گذشت تا- الحمد لله و المنّه- در سلخ شهر مزبور صحیحا سالما وارد ولایت طبس گشت. الحق امیر علی نقی خان وکیل در آن سفر، خدمات جمیل کرد و در ادای سیورسات و رسوم ضیافت و مرسومات، اجتهادی بلانهایات به عمل آورد.

چون محمد تقی خان عرب میش مست حاکم ترشیز- از قراری که سابقا ذکر شد- در بدایت والی گری نوّاب احمد علی میرزا، برادر مهتر خود مصطفی قلی خان را در ترشیز محبوس ساخت و خود به ضبط و ربط امر حکومت پرداخت، در اوّل حال فی الجمله خدمت و صداقتی تحویل نمود و بالاخره از هرزه درایی محمد خان قرائی، باب مخالفت و طغیان برگشود. پس از ورود موکب فیروز ولیعهدی به خاک خراسان، آدمی محقّر و پیشکشی مختصر فرستاده، در باب شرفیابی خویش و دادن اختیار قلعه و شهر به دست غازیان ظفرکیش، بنا را به دفع الوقت گذاشت. حوصله نوّاب ولیعهدی اهمال او را برنتافت و نوّاب امیرزاده خسرو میرزا رخصت عزیمت به صوب ترشیز یافت. به امیر علی نقی خان وکیل نیز مقرّر شد که با جمعیّت نخعی و لالوئی و زنگوئی در رکاب نوّاب امیرزاده همراهی نمایند و پنجه دلیری در تسخیر قلعه ترشیز برگشایند.

معادل دو فوج سرباز صاعقه انباز هم از مأمورین نیشابور به امداد ایشان شتافتند و در روز یکشنبه هشتم شهر رمضان المبارک، مأمورین وارد ولایت ترشیز گشته، در نیم فرسخی قلعه سلطان آباد اقامت یافتند. فوج مأموره از نیشابور نیز به ایشان ملحق شده، از کثرت و ازدحام، شکوه حاکم و تفنگچیان بدفرجام بی رونق آمد. محمّد خان قرائی نوّاب شاهزاده و مأمورین را در تسخیر قلعه بی قدرت پنداشت و معادل چهار هزار جمعیّت برداشته از ولایت تربت روی به بلوک کوه سرخ گذاشت. منظورش این بود که هرگاه قلعه مزبوره از سعی [446] غازیان منصوره مسخّر آید، در خدمت سرکار ولیعهدی اظهار خدمتی از خود نماید و هرگاه خدای نخواسته کار دیگرگون بود، شاید در آن بازار آشفته با جمعیّت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه