تاریخ و ذوالقرنین جلد 2 صفحه 234

صفحه 234

دوران عرضه داد. بعد از اطلاع امنای دولت قاهره (1) از وفات حکیم مذکور، جان مکنیل را، که از قرار نگارش، نایب اوّل و مستعدّ السّفاره بود، تکلیف به عزیمت خراسان نمودند. چون مشار الیه از کیفیّت ناخوشی ولیعهد نامدار اطلاعی کامل داشت، از در انکار صرف درآمده اولیای دولت نیز اصرار را موقوف فرمودند. حکیم داود خان مسیحی را که در دار الخلافه طهران بود، تدارکی شایان دیده، خواستند روانه نمایند. از اتفاقات، مشار الیه را نیز بلای نوبه عارض گشت و از عزیمت این سفر درگذشت.

صاحبقران اعلی مسرعی سریع السیر به دار السلطنه تبریز فرستاده، حکم فرمود که آقا میرزا بابای حکیم باشی سفارت انگلتره را موقوف سازد و به جهت معالجه معجّلا به دار الملک خراسان پردازد. به مصداق: (إذا أراد اللّه شیئا، هیّأ أسبابه) این تدبیرات کلّا برخلاف تقدیر بود تا قضیه ناگزیری که قلم را در تحریرش کمال تقصیر است، رخ نمود.

تبیین این مقال آن که نوّاب نایب السلطنه العلیّه بعد از روانه کردن جناب [486] میرزا ابو القاسم قائم مقام به صوب هرات بلافاصله بستری شد و ورمی که در اعضای سافل بود، مایل به برتری آمد. بالاخره کار به استفراغ کبد کشید و علامت وصول هادم اللذّات ظاهر گردید. میرزا علی نقی رکن معتمد جناب آصف الدوله را که در ارض اقدس بود، احضار نمود و فقراتی چند جانگداز به این آیین در نزد او ادا فرمود که:

(از طالع بی زوال شاهنشاهی مرا چند فقره نشانه سعادت است و علامت وصول بر مدارج عزّت و دولت: اوّل آن که، از عهد صبی تاکنون که سنین عمرم به چهل و هفت رسیده، با کفره روسیه و فجره رومیّه در زدوخورد بودم و از فیض سعادت ذات همایون اعلی، تمامت عمر خود را صرف جهاد نمودم؛ دویم آن که، الحمد للّه در حین خدمت شاهنشاه اسلام پناه، عالم را وداع کردم و حسرت فقدان خدمتی را در خاک نبردم؛ سیم آن که، در چنین تربت پاکی زندگانی را بدرود گفتم و بر خاک هلاک خفتم؛ چهارم آن که، در عهد دولت روزافزون با عزّتی شایان مرگ را دریافتم و در صورت رضای خدا و سایه خدا، به اعلی فرادیس جنان شتافتم. عیالم، عیال شاهنشاه است و بازماندگانم، خانه زادد)


1- . ملی و مجلس:+ (بعد)
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه