تاریخ و ذوالقرنین جلد 2 صفحه 274

صفحه 274

در ورود هر شهر و قصبه و دهکده، مردان و زنان از صغیر و کبیر جامه های سیاه در بر و گریبان های دریده تا کمر، خاک بر سر کنان و گل بر فرق زنان، شاه گویان و شاه جویان، موی کنده و مویه کننده به هیئت اجماع به استقبال محفّه مهر شعاع می آمدند و با اسبان کتل بسته در جلو و رجال و اطفال پلاس بر گردن پیشرو و علم های سیاه بر دوش و طبل های عزا در خروش، گرد راه به فلک رسیده و افغان و آه سر به عیّوق کشیده وارد می شدند. [505] عمله درگاه عرش اشتباه و سپاه نصرت پناه که ایشان را به این هیئت می دیدند، بی اختیار خود را از اسب انداخته بر روی خاک می غلطیدند. در حقیقت، قیامت موعود در همان ایّام بود که سپهر کینه ور از قضیه هایله آن سلطان بحر و برّ، شور روز محشر برپا نمود. اشهد بالله در هنگام تحریر این فقره، کلک درر سلک را بی اختیار اشک ها جاری گشت و احوال مؤلف بینوا از هرچه در تصور آید، درگذشت.

خاقانی:

گر به قدر سوزش دل چشم من بگریستی بر دل من مرغ و ماهی تن به تن بگریستی

کاشکی آدم به رجعت در جهان بازآمدی تا به مرگ این خلف بر مرد و زن بگریستی بالجمله، در روز ورود به دار الایمان قم که روز پنجشنبه چهارم شهر رجب المرجب بود و محرّر این کتاب را قدرت تحریر وضع و اوضاع آن نیست، جمیع علما و سادات، عمامه های سیاه و سبز بر گردن انداخته و مویه کنان به تلاوت و روضه خوانی پرداخته، علم های حضرت معصومه را سیاه بسته و رجال و اطفال و نسوان شهر کلّا با گریبان های دریده و سرهای گل ولای مالیده و روی های ناخن خراشیده و دل های شکسته، فریادزنان و موی کنان و مویه کنان با اوضاعی شایان به استقبال رسیدند و به آن هیئت وارد شهر گردیدند. جنازه مغفرت نشان را بر دور ضریح مقدس گرانیده در مضجع همایونی که ذکر شد، بردند و آن تربت با شرافتی را، که از قرار نگارش از عتبات عالیات آورده بودند، در دخمه اعلی به ترکیب قبر ترتیب داده، نعش مبارک را در جوف

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه