تاریخ و ذوالقرنین جلد 2 صفحه 464

صفحه 464

این همایون فرّ همای اوج جا هست و مرامرغ روح اندر هوای خدمتش ریزان پری است

بعد از ایزد این همایون رود را بر من سپارچون مرا در خدمت او انتساب دیگری است

این مربّا را کنون چون من مربّی بایدی آری آری صیقل آیینه از خاکستری است

گر بود انصاف چون من تربیت یاب از شهم بر در ابنای شه کی همچو من خدمت گری است

هم دعاگو هم ثناجو هم مشیرم هم دبیرکی کسی را چون تو با این جامعیت چاکری است

تا به محشر نام دیگر چاکرانت کی برندغیر من چاکر که نامم ثبت در هر دفتری است

[604] تا موالید ثلاث از چار مادر با وجودوز برای تربیت این هفت آبا شوهری است

باد این یک دانه گوهر در دو عالم کامران کامران از ذات او در شش جهت گر مضطری است (1) در این سال که سنه یک هزار و دویست و پنجاه و چهار هجری است، خداوند عالم، اولاد ذکوری به این امیرزاده اعظم که در سن پانزده سالگی است مرحمت فرموده، نام نامیش را سلطان بدیع الزمان میرزا نمود. تاریخ ولادت این ولد نیز از طبع بدیع، زاده و ثبت آمد:

بود از نبیره شهنشه رفیع یکی پور از نام سلطان بدیع

بود از دو سو با شفاعت قرین شفیعش اب و جدّ امّی شفیع

همایون شهش نیز جدّ دگرکه صهر همایون جدّ منیع ت.


1- . غیر از مصراع اوّل بیت نخست، باقی قطعه در تذکره خاوری موجود نیست.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه