تاریخ و ذوالقرنین جلد 2 صفحه 498

صفحه 498

آن ضیاء سلطنت کاندر بساط عیش اوکهکشان چون مجمر است و مهر چون عود آمده

آن وزیر مملکت کاندر قماط (1)طیش اوآسمان چون جوشن است و ماه چون خود آمده

این مسیحایی که فخر دوش مریم گشته است یا سلیمانی که زیب بزم داود آمده

بود مانند صفی الله مسجود ملک گر نمی گفتند رودی از چه مسجود آمده

قدسیان از عالم قدسش جدایی داده انداندر این عالم از آن رو گریه آلود آمده

عاجزم از وصف این گوهر که آمد در وجود[621] می ندانم چیست یا ربّ کز تو مشهود آمده

تاکنون ای دل چنین قدرت نشد مشهود کس آن چه اندر پرده غیبی نهان بود آمده

تا به کی باید چنین بود از غم دوران ملول رودها باید زدن اکنون که این رود آمده

شد مسمّی پیشوای دویمین یعنی حسن هرچه نیکویی درین مولود موجود آمده

از برای سال تاریخش رقم زد خاوری از ضیا موجود این مولود مسعود آمده (2) دویم: مرحومه سلطان بیگم؛ زوجه محمد خان دولّوی قاجار [و] صاحب یک نفر صبیّه است.ت.


1- . پارچه عریضی که کودک را در آن پیچند.
2- . این قطعه در تذکره خاوری موجود نیست. در حاشیه این بخش (دو نفر پسر) نوشته شده است.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه