مهاجران آل‌ابوطالب صفحه 598

صفحه 598

خود است و دانه‌ها از آنجا پراکنده می‌شود و خواست تا آنجاها را ببندد نتوانست و پس از فروش اندکی- همان طوری که عادت در چنین مواردی بر این روال است- غلات تمام شد!»

کار او بالا گرفت تا این که به سلطان آباقا خان بن هلاکو نوشت تا صاحب دیوان را بر کنار کند و او را به جای وی بگمارد، و به سلطان اموال زیادی وعده داد و ابراز علاقه عجیبی کرد. نامه به دست وزیر شمس الدین جوینی برادر صاحب دیوان عطا ملک افتاد، کاغذی برداشت و چنین نوشت:

کم لی انبه منک مقلة نائم‌یبدی سباتا کلّما نبهته

فکانک الطّفل الصغیر بمهده‌یزداد نوما کلما حرکته

چه بسیار اتفاق افتاد که چشم خفته و خواب آلوده تو را بیدار کردم و هر چه من آن را بیدار می‌کردم، باز خوابش می‌برد! گویی که تو کودک خردسالی در میان گهواره‌ای که هر چه آن را حرکت دهند، بیشتر خوابش می‌برد!

«نامه نقیب را نیز بهمراه این کاغذ نزد برادرش فرستاد و صاحب دیوان را آماده ساخت و او تصمیم گرفت که گروهی را شبانه به سراغ صاحب دیوان بفرستد و این گروه حمله بردند، و تا جایی رفتند که گمان می‌کردند مخفیگاه اوست، نقیب به آنها دستور داد صاحب دیوان را دستگیر کرده و نزد او ببرند، اما صاحب دیوان همان لحظه بیرون شد و به سمت آن جا روانه گشت، و آن گروه را دستگیر کرده و فرمان قتل آنها را صادر کرد و بر اموال، املاک و ذخایر نقیب مسلّط شد».

می‌گویم: عبد الرزاق بن فوطی نقل کرده، می‌گوید: «در سال 672 نقیب تاج الدّین بن رمضان بن طقطقی در بیرون حصار بغداد به قتل رسید، گروهی از مردم حله بر او شوریدند و با شمشیرها او را زدند تا کشته شد ...»

114- شریف علّامه فخار بن معد موسوی حائری.

قبلا شرح نسب وی در ضمن شرح حال پسرش شریف عبد الحمید گذشت. وی از فقهای بزرگ روزگار

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه