یادنامه طبری صفحه 100

صفحه 100

طبری در ذیل بخش اول سوره اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ داستان رفتن خدیجه و همچنین بردن نبی اکرم (ص) نزد ورقه را نقل می‌کند و احراز و اثبات اصل نبوت را با راهنمائی ورقه تثبیت می‌کند آری آنچنان نبوّتی که با تردید همراه باشد و در تشخیص آن با خدیجه مشورت شود و با دست ورقة بن نوفل حلّ شود، هم با انجام گناه می‌سازد و هم با نفوذ ابلیس جمع می‌شود و هم با افسانه غرانیق در می‌سازد و ...

فصل چهارم: معرفت امامت در تفسیر طبری‌

کامل‌ترین شناخت هر چیزی همانا معرفت همان چیز است به مقومّهای وجودی او.

اگر چیزی دارای علت وجودی باشد شناخت وی از راه علت وجودیش کامل‌ترین معرفتهای ممکن درباره اوست، و اگر دارای علت وجودی نباشد، مهمترین راه شناخت وی همان معرفت نحوه هستی خود اوست.

بنابراین برای شناخت امام باید اصل امامت را شناخت، چه اینکه برای معرفت پیامبر باید به اصل رسالت آگاه شد، و برای شناخت خداوند لازم است معنای الوهیت به مقدار میسور روشن شود، چنانکه مرحوم کلینی از امام صادق (ع) چنین نقل کرده است: اعرفوا اللّه باللّه و الرّسول بالرّسالة و اولوا الامر بالمعروف و ...

و چون امامت‌شناسی فرع نبوت‌شناسی است و نبوت‌شناسی فرع خداشناسی است، مبانی گوناگون در خداشناسی، مایه اختلاف مبنی در شناخت پیامبر شده، و تعدّد مبانی در پیامبرشناسی سبب بروز اختلاف در امام‌شناسی نیز شده است. آنچه از طبری در فصل خداشناسی آمده است زمینه تفکر خاصّ وی را درباره پیامبرشناسی فراهم نموده چه اینکه پیامبرشناسی خاص وی زمینه شناخت مخصوص او به امام را فراهم کرده است، زیرا کسی که عصمت پیامبر برای او حلّ نشده معصوم بودن جانشین وی را نخواهد پذیرفت، چون نائب از منوب عنه افضل نیست.

امامت از آن جهت که همه شئون نبوّت را داراست (غیر از وحی تشریعی) همه شرائط آن را داراست، یعنی اگر عصمت از عصیان و مصونیّت از نسیان و سهو، شرط رسالت و وصف لازم پیامبر است، همین شرط، شرط معتبر در امامت و وصف لازم امام هم خواهد بود، و اگر افضلیت از دیگران نیز صفت رسول خداست، جانشین وی نیز باید

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه