یادنامه طبری صفحه 114

صفحه 114

محل اتفاق قیاس می‌شود، و از هیچ صحابی نقل نشده که بگوید اگر کسی با وضو نماز گزارد ولی در هنگام وضو زیر موهای چانه و گونه‌ها را نشست یا مضمضه و استنشاق نکرد، نماز خود را اعاده نماید، معلوم می‌شود آنان‌که زیر موهای صورت و باطن دهن و بینی را می‌شستند، افضل را رعایت می‌کردند نه آنکه شستن آنها واجب بوده است.

از اینجا چند مطلب روشن می‌شود:

1- استدلال به اجماع و حجیّت آن از نظر طبری.

2- استدلال به قیاس و اینکه استناد به قیاس، منهاج رسمی آنان بوده است.

3- عدم وجوب غسل زیر پلکها و ریشه و باطن دهن و بینی و هر چه مانند آنهاست که رساندن آب به آنجا دشوار است.

4- مضمضه و استنشاق واجب نیست.

5- شستن موارد یاد شده گرچه واجب نیست ولی مستحب است.

6- فرقی بین مضمضه و استنشاق نیست و هر دو مستحب‌اند. زیرا طبری بعد از نقل این گمان که استنشاق واجب است [چون از رسول اکرم (ص) رسیده است: هرکدام از شما هنگام وضو استنشار کنید، که استنشار همان استنشاق است] چنین گفته است:

قیام اجماعی که حجّت است بر عدم وجوب استنشاق بطوری که اگر کسی قبل از نماز آن را ترک کرده باید نماز خود را اعاده نماید، یعنی عدم وجوب آن اتفاقی است ما را از گفتار زائد بی‌نیاز می‌کند.

فرع دوم: شستن دست تا آرنج در وضو واجب است، اما آرنج محل اختلاف است که واجب است یا نه و منشأ اختلاف آن اینست که کلمه (إلی) در آیه، إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ 80 .. به معنای حدّ و نهایت است و گاهی حدّ، داخل در محدود است و حکم آن را دارد و گاهی خارج از محدود است و حکم آن را ندارد مانند: أَتِمُّوا الصِّیامَ إِلَی اللَّیْلِ 81 و نظر طبری بر اینست که چون (الی) به معنی نهایت و حدّ است و گاهی حدّ، داخل در محدود است و گاهی خارج از آن، کسی نمی‌تواند حکم کند به اینکه در آیه وضو حدّ، داخل در محدود است مگر آنکه حق تبیین قرآن و حکم را داشته و نتوان از حکم او مخالفت کرد و در اینجا کسی که نتوان با او مخالفت کرد نگفت به اینکه آرنج داخل در محدودی است که شستن آن واجب باشد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه