یادنامه طبری صفحه 137

صفحه 137

ساقط دانسته است. البته وی از تاریخ طبری نام نبرده، ولی حدیث همانست که طبری با اندکی تغییر آورده است.

وی می‌نویسد: «بخاری و دیگران در کتب حدیث خود نوشته‌اند که عایشه گفت:

... 7 می‌بینید که این حدیث صریحا می‌گوید: پیغمبر (ص) العیاذ باللّه بعد از آن همه ماجرا هنوز در امر نبوت و فرشته وحی بعد از آن‌که بر وی فرود آمده، و درباره قرآن بعد از نزول آن، شک و تردید دارد. و از بیم و هراسی که پیدا کرده بود نیاز به همسرش داشت که او را تقویت کند، و محتاج ورقة بن نوفل غمگین نابینای جاهلی نصرانی بود که قدم او را راسخ کند و دلش را از اضطراب و پریشانی درآورد و او را از آینده‌اش خبر دهد که قوم را به راه می‌آورد! در صورتی که همه اینها از محالات به شمار می‌رود و نسبت آن به رسول خدا عقلا ممنوع است.

ما درباره این‌که فرشته وحی پیغمبر را گرفت و دو بار (سه بار) فشرد تا خودش را بگیرد و دلش را تکان داده و بر مشاعرش بیم دهد، دقت نمودیم، و علتی که شایسته ذات حق و فرشتگان الهی و پیغمبران او باشد، در این کارها نیافتیم، بخصوص که اینها همگی برای خاتم انبیاء نقل شده است!! چون درباره سایر انبیاء نقل نشده که در آغاز وحی چنین صحنه‌هایی داشته‌اند! چنانکه بعضی از شارحان این حدیث از صحیح بخاری، متذکر شده‌اند. 8

ما بر این گفتگویی که میان فرشته وحی و پیغمبر به مقتضای این حدیث سخیف جریان یافته است، واقف شدیم و دیدیم پیغمبر جواب می‌دهد که نمی‌توانم بخوانم! در صورتی که مقصود فرشته این است آنچه را او تلاوت می‌کند بخواند، ولی پیغمبر این‌طور فهمید که می‌گوید چیزی را بخواند که نمی‌تواند بخواند! گویی- العیاذ باللّه- پیغمبر تصور کرده فرشته او را تکلیف به چیزی می‌کند که مقدورش نیست، و همه اینها نیز از ساحت قدس پیغمبر به دور و محال است!

تردید نیست که محتوای این حدیث ضلالت و گمراهی است. آیا شایسته پیغمبر است که از خطاب فرشته سر درنیاورد؟ یا شایسته است که فرشته از ادای چیزی که خداوند وحی کرده است، ناتوان باشد؟

بنابراین حدیث از لحاظ متن و سند مردود است. کافی است که خواننده بداند

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه