یادنامه طبری صفحه 143

صفحه 143

داشت تا حدی برطرف شد.» 12

نقد حدیث‌

1. عبید بن عمیر بن قتاده لیثی در زمان پیغمبر متولد شده و داستان‌سرای اهل مکه و قصه‌گوی آنها بوده و پیش از عبد اللّه عمر از دنیا رفته است. 13 عبد اللّه عمر هم اندکی بعد از بعثت متولد شده و در سال 73 ه- درگذشته است. 14 بنابراین اگر عبید در زمان بعثت هم متولد شده باشد، کودکی بیش نبوده است. آیا در میان آن همه رجال صدر اول اسلام کسی نبوده که از ماجرای بعثت پیغمبر خبر دهد تا عبد اللّه زبیر متوسل به داستان‌سرای مکه و قصه‌گوی آنها نشود؟!

2. حدیث مرسل است، و مثلا نمی‌گوید از پیغمبر شنیدم، که گفتیم عبید چنین لیاقتی هم نداشته است. پس از درجه اعتبار ساقط است، آن هم از کسی مانند عبید قصه‌گو!

3. در این قصه، عبید می‌گوید: پیغمبر خانواده خود را همراه برد، و در پارچه‌ای از دیبا خوابیده بود که نوشته‌ای در آن بوده است، یعنی چه؟ بردن خانواده به حرا چرا؟ بنا بود پیغمبر تنها باشد و مشغول عبادت شود و از خلق فاصله بگیرد! نوشته چه بوده؟ آیا جبرئیل خواست پیغمبر از روی آن نوشته که در پارچه بوده بخواند؟!

4. از کوه حرا تا مکه آن زمان حدود 5 کیلومتر راه بوده، رفتن از کوه حرا تا مکه و برگشتن از آنجا پس از جستجوی پیغمبر و نیافتن او حداقل 5 ساعت وقت داشته، آیا در این مدت پیغمبر همچنان در سر جای خود ایستاده و مات و مبهوت بوده است؟

5. باز فشار جبرئیل تا جایی که پیغمبر وحشت می‌کند و تسلیم می‌شود و از ترس می‌خواند!

6. معلوم می‌شود این بگومگوها در خواب بوده، و حال که پیغمبر بیدار شده آنچه را در خواب خوانده بود در دلش نقش بسته است. درست برخلاف سایر روایات که می‌گویند جبرئیل در بیداری بر پیغمبر نازل شد و صحبتی از نوشته نبوده است.

7. مگر قریش شاعر را با آن همه احترامی که برای شعرا قایل بودند، همردیف دیوانگان می‌دانسته است؟ چرا پیغمبر این همه از شعرا نفرت داشته باشد، مگر خودش

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه