یادنامه طبری صفحه 144

صفحه 144

بعدها شاعری مثل حسّان بن ثابت نداشت؟

8. از بیم آن‌که قریش در صورت اعلام نبوتش او را شاعر یا مجنون بخوانند، چنان سراسیمه و پریشان بوده که می‌خواسته خود را از بلندی کوه به زیر افکند و آسوده شود.

9. کسی که تازه پیغمبر خاتم شده است، نمی‌داند چه اتفاقی افتاده، تا این‌که همسرش باید از پسر عموی نصرانی شده خود و پیر فرتوت ورقة بن نوفل که تورات و انجیل می‌خوانده سؤال کند و ورقه پیغمبر را تا حدی از اضطراب و ناراحتی درآورد و خبرهای غیبی بدهد تا پیغمبر آنچه را اتفاق افتاده باور کند و در کارش استوار باشد.

10. اصولا تعبیر «قدوس، قدوس» و «ناموس اکبر» یک تعبیر معمول عرب نبوده، و معلوم نیست معنی آن چیست.

11. ظواهر امر نشان می‌دهد که عبد اللّه زبیر در زمان خلافتش در مکه مجلس گرفته و برای پیشرفت کارش، گاهی خود و زمانی برادرش عروة بن زبیر، ماجرای آغاز وحی را مطرح می‌کنند یا از قصه‌گوی مکه می‌پرسند تا به وسیله عمه خود حضرت خدیجه و پسر عموی خویش ورقة بن نوفل اعتباری کسب کنند. بسیاری از روایات آل زبیر در همین راستا بوده است. مانند آن همه روایات عبد اللّه بن عباس که در زمان خلافت اولاد او (بنی عباس) شیوع یافته است!

حدیث چهارم‌

اشاره

طبری به سند خود از اسماعیل بن ابی حکیم مولی آل زبیر، از حضرت خدیجه همسر پیغمبر روایت می‌کند که گفت: «از خدیجه برای ما روایت شده است که به پیامبر گفت: پسر عمو! می‌توانی وقتی این‌که با تو سخن گفت نزد تو آمد به من خبر دهی؟ پیغمبر فرمود: آری. خدیجه گفت: پس همین که آمد مرا آگاه کن. چون بار دیگر جبرئیل آمد، پیغمبر فرمود: ای خدیجه! این جبرئیل است.

خدیجه گفت: پسر عمو! برخیز و بنشین روی ران چپ من! پیغمبر برخاست و نشست روی ران چپ خدیجه! خدیجه پرسید: او را می‌بینی؟ فرمود: آری. خدیجه گفت: اکنون برخیز و بنشین روی ران راست من! پیغمبر برخاست و نشست روی ران راست خدیجه. خدیجه پرسید: او را می‌بینی؟ پیغمبر فرمود: آری.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه