یادنامه طبری صفحه 150

صفحه 150

7. شکافتن و «شق بطن» پیغمبر را عموم محدثین و مورخین در پنج سالگی پیغمبر و میان قبیله بنی سعد روایت کرده‌اند نه در آغاز وحی.

8. شکافتن شکم پیغمبر و بیرون آوردن دل او و شستشوی دل و شکم حضرت و تکه‌گوشتی و لخته خونی که طعمه شیطان بوده یعنی چه، مگر در شکم هر کس چیزی برای شیطان است که اگر با جراحی آن را درآورند، دیگر شیطان با او کاری ندارد؟ چقدر جای تأسف دارد که ما پیغمبر خاتم را بدین‌گونه به جهان معرفی می‌کنیم، و از وقاحت و قباحت آن هم بی‌خبریم!

حدیث نهم‌

اشاره

به سند خود از محمد بن شهاب زهری روایت می‌کند که گفت: «مدتی بر پیغمبر وحی نیامد. پیغمبر از این پیشامد سخت اندوهگین شد، به طوری که هر روز به فراز کوه‌ها می‌رفت تا خود را از آن به زیر افکند. همین‌که به بالای کوه می‌رسید، جبرئیل آشکار می‌شد و می‌گفت: تو پیغمبر خدایی، و همین موجب می‌شد که اضطرابش فرونشیند و آرامش خود را بازیابد. پیغمبر خود موضوع را نقل می‌کرد و می‌گفت: روزی در حالی که راه می‌رفتم، همان فرشته را که در حرا بر من نازل می‌شد، دیدم که در میان آسمان و زمین روی تختی نشسته است؛ از دیدن وی سخت به هراس افتادم.

آنگاه آمدم به نزد خدیجه و گفتم: مرا بپوشانید، مرا پوشانیدند. و در آن حال خداوند سوره مدثر را نازل کرد: یا أَیُّهَا الْمُدَّثِّرُ قُمْ فَأَنْذِرْ وَ رَبَّکَ فَکَبِّرْ، وَ ثِیابَکَ فَطَهِّرْ. زهری گفت: نخستین چیزی که بر پیغمبر نازل شد اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ تا ما لم یعلم بوده». زهری در حدیث دیگری که تقریبا همین مضمون را دارد از ابو سلمه از جابر بن عبد اللّه انصاری هم روایت کرده است. 20

نقد حدیث‌

1. حدیث مرسل است، چون محمد بن شهاب زهری در سال 124 ق درگذشته، و پیداست که پس از رحلت پیغمبر متولد شده است.

2. باز هم هراس و اضطراب پیغمبر که بر اثر دیر رسیدن وحی، می‌خواسته خود را از

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه