یادنامه طبری صفحه 156

صفحه 156

هجرت متولد شده و در موقع بعثت پیغمبر متولد نشده بود، تا چه رسد که موضوع را گواه باشد. خدیجه را هم ندیده است که از وی نقل کند. مضمون حدیث کذب آن را ثابت می‌کند. چون باز سخن از بیم و هراس پیغمبر از ابتلا به جنون و دلداری خدیجه و رفتن نزد ورقه و تردید ورقه از این‌که اگر پیغمبر راست بگوید، پیغمبر است وگرنه، نه!

2. ابو میسره در حدیث دوم، نامش عمرو بن شرحبیل است و به گفته ابن حجر در 63 ق درگذشته و مسلما در موقع نزول وحی کسی نبوده تا شاهد واقعه باشد.

بریده، یعنی بریدة بن الحصیب اسلمی نیز به گفته ابن حجر در 63 ق از دنیا رفته و او نیز حکم ابو میسره را دارد، بنابراین حدیث مرسل است. باز پناه بردن پیغمبر به خدیجه و ترس از این‌که خللی در عقلش (نعوذ باللّه) راه یافته باشد.

3. عکرمة بن عبد اللّه بربری غلام عبد اللّه بن عباس بوده و به گفته ابن حجر در 107 ق یا بعد از آن وفات یافته و از تابعین یعنی شاگردان صحابه به شمار می‌رود. در این حدیث به جای کوه حرا یا دامنه آن یا میان راه، واقعه در شهر مکه و میان کوه اجیاد و صفا اتفاق افتاده است. فرار از دیدن جبرئیل و پناه بردن پیغمبر خدا به خدیجه همسرش و بیم از آن‌که مبادا ساحر و جادوگر شده باشد (به جای پیغمبری!!!) و دلداری خدیجه که نه، این حرفها را نزن! تازگی دارد. باز هم حدیث مرسل است و استنادی به پیغمبر ندارد.

4. در میان 14 حدیث مشهور آغاز وحی، این حدیث از عالمی شیعی است، ولی حدیث مرسل است، (و روی). بخوان، و نمی‌توانم بخوانم، تا سه بار و بار چهارم (که البته بدون گرفتن و فشار دادن است) خواند که اقرأ باسم ربک، و آوردن پارچه دیبا، و نوشته برای کسی که درس نخوانده و می‌گوید نمی‌توانم بخوانم، و آوردن تخت و تاج که خواسته‌اند داستان را به طرز پادشاهان ایران بسازند، و نشستن پیغمبر به روی تخت، اینها قابل بحث، و برخلاف ظواهر امر نبوت خاتم انبیاست.

ولی قسمتهای بعدی حدیث معقول و متناسب با حال و وضع پیغمبر با خدیجه قبل از بعثت می‌باشد. گویا این قسمت حدیث با صدر آن به هم مخلوط شده است، و در هر صورت، حدیث مرسل است و قابل استناد نیست.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه