استغناء و بینیازی را در پیش میگیرم تا دوست و ندیم من بینیازی را پیشه خود سازد.
- حیا و آزرم من نگاهبان آبرویم میباشد، و رفق و مدارایم در درخواستم دوست وفا دارم به شمار است.
- و هرگاه از رهگذر بذل و اعطای چهرهام دست و دل باز باشم باید بگویم در سوی بینیازی راه همواری را در پیش گرفته بودم.
حوادث جالب و شگفتانگیزی که از این پس ملاحظه میکنید ترجمانی گویا برای این اشعار در مورد طبری است:
یکی از دوستانش به او گفت: آیا برای تأدیب و تربیت یکی از فرزندان وزیر یعنی ابو الحسن عبید اللّه بن یحیی بن خاقان آمادگی داری؟ پاسخ داد: آری. آن مرد رفت و جریان امر را سر و سامان داد و به سوی طبری بازگشت و پس از آنکه جامه [فاخری] را به او عاریت داد تا در بر کند، او را نزد وزیر آورد.
وقتی وزیر او را دید وی را نزدیک خود خواند و در بالای مجلس خود نشاند و ده دینار ماهانه برای او مقرر کرد و با او قرار گذاشت که هیچگونه تعویق و مسامحهای را در نظم تحصیلات و گفتگوی علمی و ادای نماز در اوقات مناسب و غذا خوردن در وقت خود نسبت به فرزندش روا ندارد ... وزیر، طبری را وارد اتاقی ساخت که باید فرزندش را در آن تربیت کند. کودک وارد اتاق شد. وقتی در مقابل طبری نشست نوکر با لوحی، شادباش گویان، بر این جایگاه درآمد و هر کنیزکی که در کاخ وزیر خدمت میکردند با سینیهای درهم و دینار بر طبری وارد شده، آن را به وی اهدا کردند؛ اما طبری همه آنها را برگرداند و گفت: با من قراری منعقد گشته است و این هدیهها از آن من نیست و جز آنچه با من شرط و قرار گذاشته شد، چیزی را دریافت نمیکنم. کنیزکان این جریان را برای وزیر گزارش کردند. وزیر بر طبری درآمد و گفت: ای ابا جعفر! این کنیزکان خواستند محبت و احسان خود را درباره تو مبذول دارند، اما تو با ردّ احسانشان آنان را اندوهگین ساختی؟ طبری گفت: جز آنچه با تو در مورد آن به توافق رسیدیم چیزی نمیخواهم. 12
المکتفی باللّه، خلیفه عباسی برای تألیف کتابی در وقف [و ابتداء]