یادنامه طبری صفحه 162

صفحه 162

استواری.» 33

آیا این ایراد به عالم اسلام وارد نیست که چرا از روز نخست ماجرای وحی را از امیر المؤمنین (ع) که تا این حد به پیغمبر و آغاز وحی و نبوت پیغمبر نزدیک بوده است، نپرسیده‌اند، تا واقع مطلب را چنانکه بوده است، بیان دارد و از قصه‌گوی مکه و آل زبیر و عایشه همسر پیغمبر که در آن زمان نبوده‌اند و از پیغمبر هم نشنیده‌اند، نقل کنند؟ مالکم کیف تحکمون؟!

گفتار پیشوای دهم امام هادی علیه السّلام‌

اشاره

امام هادی پیشوای دهم ما از ائمّه معصومین (ع) می‌فرماید: «هنگامی که محمد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم تجارت شام را ترک گفت و آنچه را خداوند از آن راه به وی روزی کرده بود به مردم مستمند بخشید، هر روز به کوه حرا می‌رفت و از فراز آن به آثار رحمت پروردگار می‌نگریست و شگفتی‌های رحمت و بدایع حکمت الهی را مورد مطالعه قرار می‌داد. به اطراف آسمانها نظر می‌دوخت و کرانه‌های زمین و دریاها و دره‌ها و دشتها و بیابانها را از نظر می‌گذرانید و از مشاهده آن همه آثار قدرت و رحمت الهی درس عبرت می‌آموخت. از آنچه می‌دید به یاد عظمت خدای آفریننده می‌افتاد، آنگاه با روشنی خاصی به عبادت خداوند اشتغال می‌ورزید. چون به سن چهل سالگی رسید و خداوند به دل وی نظر نمود، دل او را بهترین و روشنترین و خاضع‌ترین دلها یافت. پس فرمان داد که درهای آسمانها گشوده گردد. محمّد صلّی اللّه علیه و آله از آنجا به آسمانها نگاه می‌کرد.

سپس به فرشتگان امر کرد فرود آیند، آنها نیز فرود آمدند، و محمد (ص) آنها را می‌نگریست، و خدا مرحمت و توجه مخصوص خود را از اعماق آسمانها به سر محمد و چهره او معطوف داشت.

در آن لحظه محمّد (ص) به جبرئیل که در هاله‌ای از نور قرار داشت نظر دوخت.

جبرئیل به سوی او آمد و بازوی او را گرفت و سخت تکان داد و گفت: بخوان! گفت:

چه بخوانم؟ جبرئیل گفت: ای محمد! اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ، خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ، اقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ، الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ، عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ. (نام خدایت را به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه