یادنامه طبری صفحه 225

صفحه 225

بهشت می‌رود و با آنان می‌نشیند و از حالشان جویا می‌شود. بنابراین چه مزیتی برای رسول وی در این نشست باقی خواهد ماند؟

پنجم متبادر از فعل «بعث» گسیل داشتن در انجام و اصلاح امر مهم است، نه نشستن شخص مبعوث با گسیل دارنده در جا و مکانی. 121

:* مورد سوّم در نقد کار طبری شتاب‌زدگی وی در ردّ آراء نحویین بصره است، چنانکه قبلا بدان اشارت رفت.

:* مورد چهارم مطلبی است که در ذیل آیه «وَ أَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْا مَکانَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْکَأَنَّ اللَّهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ» 122 آمده و به‌طور اختصار بدان اشاره می‌شود:

طبری یادآور می‌شود که در معنی «و یکأن» اختلاف است: «قتاده» آن را به «ألم ترأنّه» یا «أو لا تری أنّه» تفسیر می‌کند، و برخی از سخن‌شناسان و دانایان بصره- که ظاهرا مراد خلیل و سیبویه است- نیز آن را چون قتاده تفسیر کرده و در جهت صحت این تأویل به ابیات زیر تمسک جسته‌اند

سألتانی الطّلاق أن رأتانی‌قلّ مالی، قد جئتمانی ینکر

و یکأن من یلن له نشب یحن‌سبب، و من یفتقریعش عیش ضرّ سپس وی به تأویل و معنی نحویان کوفی نیز اشاره می‌کند که مأخوذ از کتاب معانی القرآن فرّاء است. 123 برخی از این نحویان «و یکأنّ» را کلمه تقریر و مرادف «أما تری» می‌داند، و برخی دیگر آن را مرکّب از دو کلمه: یکی «ویک» است که در اصل «ویلک» است و دیگر «أنّه» که وابسته به فعلی مضمر از مادّه علم و ظن باشد می‌گیرد؛ و برخی نیز آن را مرکّب می‌داند و مرادف با «وی أما تری» که «وی» تعجب را می‌رساند و «کأنّ» معنی علم و ظن را.

آن‌گاه طبری چنانکه عادت و شیوه وی است به جرح و تعدیل این تأویلات می‌پردازد و تأویل نخست را که از قتاده و سخن‌شناسان بصری است، به دلایلی که از جمله آن پذیرفتن بساطت و عدم ترکیب «و یکأنّ» است ترجیح می‌دهد. 124

سخن طبری از جهاتی مختلف قابل تأمل و نقد است: اول آنکه قتاده سخنی در مورد بساطت و عدم ترکیب کلمه «و یکأن» نگفته است، و حتی متبادر از عبارت «ألم تر» و «أو لا تری» آن است که کلمه مرکب باشد و بر اثر کثرت استعمال آن را به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه