یادنامه طبری صفحه 44

صفحه 44

سخن درست این است که درباره این‌گونه لغات قرآن این تعبیر را به کار بریم: عربی عجمی، و حبشی عربی هستند؛ زیرا هر یک از دو طایفه آنها را در بیان و گفتگوهای خود همان‌گونه به کار می‌برند که طایفه دیگر، و نسبت دادن این لغات به هر یک از این دو طایفه همان‌گونه است که ما درباره «درهم»، «دینار»، «دواة»، و «قلم» یاد کردیم، مبنی بر اینکه لغات مزبور واژه‌هایی هستند که فارسی‌زبانان و تازیان از نظر تلفظ و استفاده معنی از آنها همسانند و، در نتیجه، می‌توان لغات مذکور را به هر دو طایفه نسبت داد و از آن هر دو طایفه برشمرد ... [و نباید این گفتار را تهافت‌آمیز تلقی کرد و اثبات انتساب این لغات به هر یک از این دو طایفه، انتساب آن را به طایفه دیگر نفی نمی‌کند] و این مطلب به‌سان آن نیست که کسی بگوید «فلانی ایستاده است» و ایستاده بودن او نشسته بودنش را قطعا نفی می‌کند و مآلا ایندو اثباتا با هم سازگار نیستند، بلکه این مطلب بدان‌گونه است که کسی بگوید «فلانی ایستاده و در حال سخن گفتن است». پیداست که گوینده این سخن نمی‌خواهد بااثبات قیام برای فلانی تکلّم و سخن گفتن را از او نفی کند؛ چون اثبات هر دو حالت برای یک فرد در یک زمان و اجتماع آندو برای او امکان‌پذیر است، و عبارت «فلانی ایستاده و در حال سخن گفتن است» را می‌توان صادق و مطابق با واقع دانست.

و بدینسان است ادعای ما درباره لغات مذکور مبنی بر اینکه محال نیست پاره‌ای از آنها عربی عجمی و یا حبشی عربی باشند؛ چون در میان هر دو طایفه با یک گونه تلفظ و معنی به کار می‌روند ...». 87

آنگاه طبری- به نظر نگارنده- در اینجا بیش از حدّ نیاز در جهت نظریه خود کلام را به اطناب می‌کشاند و نظایر و امثالی برای بیان خود یاد می‌کند و سپس می‌گوید:

«خدا بهتر می‌داند در قرآن از هر زبان لغاتی آمده که تلفظ عرب و غیر عرب در رابطه با آنها همسان است و همانند یکدیگر به آنها تکلّم کرده، معانی همسانی را از آنها استفاده می‌کنند و روا نیست ما بپنداریم فردی که دارای فطرتی سلیم و معترف به کتاب خدا است و قرآن را قرائت کرده و حدود آن را بازشناخته

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه