یادنامه طبری صفحه 52

صفحه 52

ج. تأویل ناروای طبری درباره گفتار پیشینیان‌

نمی‌دانیم طبری از کجا استفاده کرده که صریح آراء پیشینیان را- مبنی بر اینکه گفته‌اند لغاتی آنچنان دارای اصل و اساسی بیگانه است- تأویل و توجیه نموده و بگوید منظور آنها ترادف و تصادف است. به نظر نگارنده بعید می‌نماید این دانشمندان که امثوله تاریخ اسلام به شمار می‌روند نصوصی را بدین‌سان آسان و آمیخته با تکلف توجیه کنند.

همان ابن عطیه در مقام خرده‌گیری از طبری می‌گوید: «نظریه طبری مبنی بر اینکه هر دو زبان [یعنی عربی و فارسی یا عربی و رومی یا ...] در مورد این‌گونه الفاظ [از لحاظ تلفظ و استفاده معانی از آنها] هماهنگ می‌باشد نظریه‌ای به دور از حقیقت است، بلکه یکی از این دو زبان اصل و دیگری غالبا فرع است. گرچه ما توارد لغات را پذیرا هستیم منتها این توارد و توافق، اتفاقی و دارای موارد بسیار نادر است [نه آنکه بتوان قاعده توارد را در مورد این همه واژه تعمیم داد]». 94

د. اطنابی که طبری در سراسر تفسیر خود بدان دچار آمده است‌

چنانکه می‌دانیم طبری قبل از نگارش تاریخ الأمم و الملوک تفسیر جامع البیان را تألیف کرد و در خود تفسیر برای آن عنوانی را مشخصی نکرد بلکه از آن‌رو که پاره‌ای از دانشمندان در کتاب تفسیرش نام و عنوانی نیافتند از آن با تعبیر «تفسیر ابن جریر» و امثال آن یاد کردند، و یا به جای نام صحیح آن‌که در کتاب تاریخ الأمم و الملوک به عنوان جامع البیان عن تأویل آی القرآن آمده است، به غلط، نام جامع البیان فی علوم القرآن یا فی تفسیر القرآن را بر آن نهادند.

ابو بکر بن کامل، یکی از شاگردان طبری، آغاز کار تفسیر را به سال 270 قمری می‌پیوندد؛ اما شاگرد دیگر او، یعنی ابو بکر بن بالویه، می‌گوید:

«استاد ما طبری تفسیر را میان سالهای 283 تا 290 قمری- یعنی حدود هفت سال- بر ما املاء کرد». ولی به نظر می‌رسد شروع به املای تفسیر از سوی طبری

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه