یادنامه طبری صفحه 558

صفحه 558

بر زمین خشک، پای بر زمین زدندی تا زانو فرو بردندی و هر درختی که از آن قویتر و بلندتر نبودی بدویدندی و آن درخت را به آغوش برگرفتندی و با خود ببردندی چنانکه هیچ منع نبایستی کردن که آن را بجنبانیدندی. و شنوایی ایشان به حدّی بود که اگر به مسافت پنج فرسنگی دو کس سخن گفتندی با آهسته، ایشان بشنیدندی و بینایی ایشان تا حدّی بود که اگر به نیم شبی تاریک، در اندرون سه خانه پس یکدیگر بودی قدحی شیر، تایی موی در سر آن افتاده بودی بدیدندی.

ج 5/ 1180

17- پس چون آن طوفان بنشست و کشتی به زمین آمد و ... نوح (ع) از ماندگی و خستگی به ستان باز خفته بود و باد بر دامن او برگرفته و عورتش پیدا شده، و یافث بر او بگذشت و بر پدر نگاه کرد و بخندید و عورتش نپوشید و ... پس چون نوح (ع) بیدار شد و آن حال چنان که گذشته بود بر او پیدا کردند، نوح (ع) برایشان دعا کرد و یافث که بر عورت پدر خندیده بود و نپوشیده بود او را دعا کرد و گفت: یا رب تو آب پشت او گردان از صورت آدمیان، چنان که صورت ایشان به صورت آدمیان نماند و با مردم نتوانند بود.

پس یافث را دو پسر آمد و یکی را یأجوج نام کرد و دیگری را مأجوج. و صورت ایشان از صورت آدمیان بگردیده بود و اکنون این یأجوج و مأجوج که از پس کوه قافند از نسل اویند و به مردم نمانند و در میان خلقان نتوانند آمد و در آن پس کوه قاف می‌باشند و ذو القرنین آن سد در پیش ایشان بکرد تا در آن جایگاه می‌باشند تا وقت رستاخیز و صورت ایشان به صورت آدمیان نماند و بالای ایشان یک گز باشد به گز ما. و گوشهای ایشان به گوش پیل ماند بزرگ و فراخ و چون بخسبند یک گوش خویش زیر کنند و دیگر گوش بر زبر او کنند و جامه خوابشان گوشهای خود باشد.

ج 6/ 1483

بخش دوم: دید غیرعلمی و اسطوره‌ای نسبت به جهان هستی و خلقت‌

1- اکنون این دو ستاره‌اند نورانی (ماه و خورشید) و ایشان را نیّرین خوانند و جز از این، پنج ستاره دیگر است رونده، و هریکی را از این هفت ستاره که یاد کردیم گردونی آفریده است و برای گردون سی‌صد و شصت پایه آفریده است و به هر پایه‌ای از

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه