یادنامه طبری صفحه 563

صفحه 563

2- (قابیل که از کشتن برادر پشیمان بود آتش را دشنام می‌داد که چرا قربان هابیل بسوختی و آن من نسوختی. روزی ابلیس بر او وارد شد و گفت که فرشته‌ای است و می‌خواهد او را نصیحت کند.) ابلیس گفت: [سوختن آتش قربان برادر را] از بهر آن بود که هابیل برادر تو پنهان آتش پرستیدی و آتش او را دوست گرفته بود و قربان او را بسوخت و تو نیز اگر خواهی که آتش تو را دوست گیرد و فرمانبردار تو باشد این آتش را سجده کن و او را هیچ دشنام مده. پس قابیل فرمان ابلیس برد و مر آتش را سجده کرد و فرزندان او بدو نگرستند و همچنان که او، آتش پرستید و اصل این آتش پرستیدن به جهان در، از ایشان خاست.

ج 2/ 401

3- و هرچند که اندر جهان فساد است همه از قابیل آمد و از فرزندان او خاست.

ج 2/ 398

اما این خون ریختن و می خوردن و رودها زدن و آتش پرستیدن از قابیل خاست.

ج 2/ 406

4- (آدم چهل سال از عمر هزار ساله‌اش را به داود (ع) بخشیده بود تا عمر او صد سال گردد وقتی آدم نهصد و شصت ساله شد) خدای عز و جل عزرائیل بفرستاد گفت برو و جان آدم بردار. [آدم گفت که هنوز چهل سال از عمرش باقی است] و جبرائیل گفت:

این چهل سال که بمانده است بر فرزند خویش داده‌ای، به داود. آدم منکر شد ... پس از آن هر صحفی که خدای عز و جل به زمین فرستاد و پیغامبری از پیغامبران، به هر صحفی اندر پیدا کرد که هر معاملتی که میان شما باشد از شما دو مرد گواه گیرید که آدم و فرزندان او عهد همی دروغ کنند.

ج 3/ 563

5- مغان گویند که آن ضحاک مردی بود ستمکاره و مذهبهای بد بدین جهان اندر او نهاد و ملوکان جهان را جمله بکشت و خلق همه جهان را به بت‌پرستی داشت و کشنده بود و بی‌جرمی خلقان را همی‌کشتی و هرگز به روزگار هیچ ملک چندان خون ریخته نشد که در روزگار ضحاک. و رسم چوب زدن مردمان را وادارکردن و آنچه از این جنس است همه او نهاد.

ج 5/ 1152

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه