یادنامه طبری صفحه 564

صفحه 564

6- و این غواصی به روزگار سلیمان علیه السلام آمده است و پیش از وی نبود است و این آن بود که هر وقت که سلیمان (ع) بر دیوی خشم گرفتی و خواستی که آن دیو را دربندی کند بفرمودی تا سنگی بزرگ بیاوردندی و آن سنگ را به دو نیم کردندی و آن دیو را در میان سنگ نشاندندی و به هم باز نهادند و آن رود گداخته که او را بود بدان سنگ اندر ریختندی. چنانکه به هم اندر دوخته شدی و پس بفرمودی که به دریا انداختندی این غواص، این است.

ج 3/ 1228

7- و اندر محراب سلیمان (ع) هر روزی درختی برستی و با سلیمان (ع) به سخن آمدی و از وی بپرسیدی که تو چه درختی و چه چیز را به‌کارآیی؟ آن درخت بگفتی که من فلان درختم و فلان چیز را به کار آیم پس سلیمان (ع) آن درخت برکندی و جایی که خود خواستی بنشاندی، و یا آن درخت سایه‌دار بودی یا میوه‌دار بودی یا اسپرغمی بودی و یا دارویی را به کار آمدی پس سلیمان (ع) بفرمودی تا نام آن درخت و آنچه آن درخت را به کار آمدی اندر کتب نبشتندی.

ج 5/ 1256

8- و هیچ خون ریخته نیامد با غبن‌تر از خون عثمان رضی اللّه عنه و عثمان (رض) مردی بود بزرگ و او را سیرتهای نیکو بسیار بود و تا او را بکشتند هنوز خون او نیارامیده است و تا قیامت همه فتنه‌ها از ریزش خون عثمان (رض) است.

ج 5/ 1368

بخش ششم: منشأسازی برای پدیده‌های طبیعی‌

1- اما آن درختان که بار آورند که تخم آن جبریل (ع) از بهشت آورد، آن سی دانه تخم بود از آن، ده‌گونه آن بود که پوست آن سخت بود و به کار نیاید و مزغ (مغز) آن خوردن را شاید چون گردوک و بادام و ... و ده‌گونه آن بود که پوست و مزغ آن بتوان خورد چون انگور و انجیر و ... و ده‌گونه دیگر آن بود که پوست آن خورند و استخان بیندازند چون زردآلو و شفتالو و ... و این سی تخم است که جبریل از بهشت آورد با آن

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه