یادنامه طبری صفحه 566

صفحه 566

ایشان همی‌کردند.

ج 5/ 1323

6- آن روز که سلیمان علیه السلام فرمان یافت این مورچه اسپید که آن را ترده خوانند آن عصای سلیمان به خوردن گرفت و آن عصا پهن بود مورچه یکی بود و بسیاری نتوانست خوردن، پس چون یکسال برآمد دیوان، آن مسجد بیت المقدس را تمام کرده بودند و آن عصا بشکست و سلیمان (ع) بیوفتاد ... پس آدمیان ندانستند که سلیمان (ع) از کی باز از دنیا برفته است. فرزانگان گرد آمدند و آن مورچه همچنان بر آن چوب رها کردند تا همی‌خورد و حساب آن برمی‌گرفتند و به مدت یک سال آن تمام بخورد، پس بدانستند که سلیمان (ع) مدت یک سال گذشته است تا فرمان یافته و روح تسلیم کرده.

اکنون هرکجا آن مورچه سپید چوبها بخورد گل را بدان جایگاه اندر اکند و آن آب و گل دیوان ایشان را، برند تا رستاخیز، شکر آن را که آن مورچه ایشان را از عذاب و سختی باز خرید و از آن رنجشان برهانید و اگرنه آن مورچه اندر میان آن چوب، آب و گل از کجا آورد.

ج 5/ 1258

7- پس چون آدم (ع) پذیرفتن توبه بشنید از شادی گریستن بر وی افتاد و چندان آب از چشم او بدوید که همه آب که از اندوه دویده بود زیر آن شد و همه ریاحین و گلها و الوان و سپرغمها و درختان پربار میوه با منفعة خلق برست. اکنون آن درختان که بارور نیستند و به کاری دیگر نیاید جز سوختن را، از آن آب اندوه که آدم بر توبه کردن می‌گریست از آن برسته‌اند و این ریاحین و نباتهای نیکو و ... همه آن است که از آب چشم آدم برسته است بدان وقت که از شادی گریسته بود.

ج 1/ 55

8- پس چون آدم (ع) پذیرفتن توبه بشنید از شادی گریستن بر وی افتاد ... اکنون از آن است که چون فرزندان آدم را شادی رسد گریستن بر او افتد. این از آن وقت باز، بر فرزندان آدم بمانده است.

ج 1/ 55

9- پس فرعون با همه قبطیان غرقه شدند و به زیر آب فرو شدند و بماندند و بنی اسرائیل مر موسی را گفتند از خدای حاجت خواه تا ما این قبطیان را ببینیم به چشم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه