یادنامه طبری صفحه 589

صفحه 589

الفاظ و عبارات مترادف‌

الفاظ و عبارات قریب المعنی یا مترادف چندی نیز در مواردی دیده شده. مانند: داد و عدل 21 باج و ساو 122- لهو و طرب 121- اطاعت نمودن و فرمان کردن 121- اکنون بر شهامت مرا نصرت و یاری کردن تا من این ملک بازستانم» 116- آنگاه اهل مملکت را گرد کرد و مهتران ایشان را خطبه کرد و خدای را حمد و ثنا کرد. و ایشان را گفت بدانید و آگاه باشید و چنان مپندارید که من بلهو و طرب مشغولم که من بتدبیر مملکت اندرم.» 122

«ت» کشیده بجای «ة» گرد

کلمات عربی مختوم به تای گرد را همه‌جا با تای کشیده نوشته است مانند:

صلت- دیت 168- وسیلت 110- حیلت 134- حلیت 172- محلت 153- معاملت 117- مبارزت و ... بجای: صله، دیه، وسیله، حیله و ...

مصدر فارسی بجای مصدر عربی‌

بلعمی بجای مصدرهای عربی عموما مصدرهای فارسی را بکار برده است. مانند:

امیری 97- وزیری 99- ملکی 98- عظیمی- غایبی 110- مغی 64- «دعوی پیغمبری کرد و دین مغی نهاد» (- مغ شدن و پیروی از دین مغ کردن) «قصه غایبی وی پس ازین قصه می‌گویم که بس عجبست»- (- مردمان بملکی وی شاد شدند». و این‌گونه استعمال مصدر در نثرهای تا قرن بعد هم رواج کامل داشته است.

مصدر مرخم و مصدر جعلی‌

مصدرهای تام این کتاب بسیار دارد و مصدر مرخم هم- چه گناه کرد که او را بایست کشتن» 48 «پس اتفاق افتاد که او را بزمین عرب باید فرستادن» 110- «بنی اسرائیل را بزرگداشت و نیکوئی کرد»

از نوع مصدر جعلی فارسی ابدا و مطلقا در کتاب نیامده و همه‌جا زنی- مردی- خوبی- بزرگی- مغی- رهبری- پیغمبری گفته است 11. ولی «طلب کردن» را دو

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه